
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
159حاج مرتضی حائری ـ رحمة اللَه علیه ـ به مشهد مشرّف شده بودند. ما با مرحوم آقا برای دیدن ایشان رفته بودیم. در آن مجلس مطالب بسیار خوبی ردّ و بدل شد، مِنجمله ایشان حکایاتی از پدرشان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری نقل کردند.
یکی قضیّۀ آمدنِ وبا در زمان مرحوم میرزای دوّم، میرزا محمّدتقی بود که به او میرزای کوچک میگفتند و به قول مرحوم آقا: «مرحوم میرزا محمّدتقی شیرازی فردی بود که از نفس گذشته بود!» همان کسی که احتیاطاتش را به مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی ارجاع میداد و آقا سیّد احمد عصبانی شده بود و به آن شخصی که این قضیّه را آورده بود گفته بود:
برو به میرزا بگو: «اگر در این دنیا شما بتوانی کاری بر خلاف ما بکنی بکن، ولی در آن دنیا دیگر حکومت با ما است و ما میدانیم با تو چهکار کنیم!» داری به من ارجاع میدهی؟!1
ببینید، چه نحوه افرادی بودند! اصلاً ما میگوییم: «چنین چیزی هست؟!» او دارد احتیاطاتش را به این ارجاع میدهد که بعد از خودش این مرجع باشد، ولی این تهدید میکند: «اگر بخواهی از این کارها انجام بدهی، روز قیامت با جدّ من طرف هستی!» التفات میکنید؟! میروند داخل دفتر فلان یا میآیند در مطبّ انسان و به زور رسالۀ توضیحالمسائل به انسان قالب میکنند: «آقا، این گونی رساله را بگیرید بین مریضهایتان پخش کنید!» آقا نخندید، واقعاً آمدهاند این کار را کردهاند! بله دیگر؛ آن کار، آقا میرزا محمّدتقی شیرازی و آقا سیّد احمد کربلائی را میخواهد؛ این اوضاع قالب کردن رساله در گونی به مشتریان و فرستادنِ مبلّغ و اینطرف و آنطرف تبلیغ کردن هم اینها را میخواهد! این مسئله خیلی عوض نشده و بفهمی نفهمی یک خُردهای تغییر پیدا کرده و فرق کرده است!
مرحوم آقا شیخ عبدالکریم حائری، مرحوم آقا سیّد محمّد فشارکی، مرحوم آقا
- رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص ٢٣ ـ ٢٥.
