
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
166بخواهد افراد در بعضی از مراتب شکست بخورند.
تمام اینها دعاها و امیدهایی است که جنبۀ شیطانی و جنبۀ نفسانی دارد. پروردگار متعال هم که نسبت به افراد جنبۀ قوم و خویشی ندارد و عنایت او نسبت به مخلوقات عنایتِ عِلّی است و عنایتِ تَربَوی است و عنایتِ خالق به همۀ مخلوقات خودش است، طبعاً نمیتواند این امیدها را جامۀ عمل بپوشاند و بخواهد نسبت به این دعاها ترتیب اثر بدهد؛ چون پروردگار متعال حکیم است و این رجاء و امید، رجاء غیر حکیمانه است؛ و از حکیم، فعل و عملِ غیر حکیمانه سر نمیزند! این از یک طرف.
از طرف دیگر چون این امید و این رجاء بر خلاف مصالح شخص دوْر میزند و مُنبعث از هویٰ و خصوصیّات نفسانی انسان است، قطعاً جنبۀ کدورت دارد و آن جنبۀ کدورت نمیتواند مُمضای برای پروردگار باشد.
نفسِ عمل یک مطلب است، خواست انسان نسبت به آن عمل هم مطلب دیگری است. اینکه انسان در یک قضیّه شکست بخورد یا پیروز بشود، یک مسئله است؛ بالأخره انسان در هر واقعهای [یا شکست میخورد یا پیروز میشود]. دو نفر که با هم یک مسابقه میدهند، بالأخره یکی از آنها میبَرد، یکی از آنها هم عقب میمانَد؛ این یک مسئلۀ بدیهی است. وقتی که انسان نسبت به یک مطلب إقدام میکند، بالأخره یا موفّق میشود یا موفّق نمیشود؛ این یک امر بدیهی است. وقتی که انسان نسبت به یک شغل إقدام میکند، یا نسبت به آن شغل موفّق است یا موفّق نیست؛ این یک امر بدیهی است. یعنی در نظام خلقت هر دو جنبه گنجانده شده است: موفّقیت نسبت به یک شغل یا عدم موفّقیت. خیلی راحت است و این مسئلهای نیست که جای سؤال داشته باشد. انسان میخواهد بیاید چیزی را از بازار بخرد، یا در بازار پیدا میکند یا پیدا نمیکند. همۀ این امور بدیهی است و جای مطلب هم ندارد.
امّا یک وقت ما میخواهیم که این مطلب وجود نداشته باشد؛ ما میخواهیم وقتی که این شخص دست به این کار میزند، موفّق نشود؛ ما میخواهیم این شخص، این مسئلهای را که پیگیری میکند به نتیجه نرسد؛ یعنی در نیّت ما این نکته و مسئله وجود
