
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
170«ای فرزند من، پیش خدا یک درجهای داری که باید با شهادت به این درجه برسی!»
حالا میشود که این شهادت بد باشد؟! اگر بد باشد که به اینجا نمیرسد! پس این شهادت خیلی خوب است و خیلی عالی است؛ شهادتِ سیّدالشّهدا علیه السّلام است که از سرِ این شهادت همۀ ما داریم نان میخوریم! زندگیِ ما مال شهادت سیّدالشّهدا است، نهاینکه زندگی مادّی منظورم است؛ مادّی که هیچ، زندگی معنوی ما، حیات معنوی ما، رشد ما، تکامل ما، تکامل شیعه، تکامل شیعیانِ سیّدالشّهدا همه بهخاطر این شهادت است. تمام افرادی که به کمال میرسند و به فنا میرسند و به عرفان میرسند از صدقه سرِ امام حسین دارند میرسند؛ در این مسئله هیچ شکّی نیست. پس خودِ شهادت سیّدالشّهدا علیه السّلام فیحدّ نفسه عین مصلحت و عین حق و عین واقع و عین کمال و عین لطف است.
مگر در روز عاشورا نداریم که ملائکه ـ که البتّه ملائکه هم تفاوت میکنند و از نقطۀ نظر ادراک مراتب فعلیّت انسان و بهخصوص امام و بالأخص سیّدالشّهدا دارای مراتب نقص هستند ـ وقتی آن اوضاع و این وضع را میبینند، عرض میکنند: «خدایا، آخر این چه بساطی است؟! این بهترین خلق تو است و الآن دارند با او اینطور میکنند!» بعد خطاب میرسد که نگاه کنید و آنها نگاه میکنند و خدا شمّهای، کمی، قلیلی و ذرّهای از آنچه را که خداوند بهواسطۀ این شهادت به سیّدالشّهدا داده است، به آنها نشان میدهد و آنها همه سرشان را پایین میاندازند! بعد خدا مباهات میکند و میگوید:
ای ملائکه، بیایید بروید در روی زمین و این بندۀ من را نگاه کنید و ببینید که چطور تمام شراشر وجود خودش را دارد در راه من فدا میکند و همه را فنای در من میکند!
خدا به این شهادتِ سیّدالشّهدا به ملائکه فخر میفروشد که بیایید نگاه کنید و ببینید که او دارد چهکار میکند! پس شهادت که بد نیست.
وقاحت لشکر یزید در مسئلۀ شهادت سیّدالشّهدا علیه السّلام
شهادت سیّدالشّهدا علیه السّلام عین مراتب کمالی او است، و تحقّق تمام ظهورات
