
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
172امّا این بیشعور میآید میگوید: «این بهشتِ تو نسیه است!»1 این چیزی که امام حسین دارد به او میگوید نسیه است، ولی آن چیزی که ابنزیاد گفته که مُلک ری را به تو میدهم ـ آنهم از سرِ مستی و معلوم نبود نشئه بود، خوابش برده بود، بیدار بود، هوشیار بود، چه بود ـ آن میشود نقد!
آقایان، تمام ملاکات ما بیرودربایستی همین است؛ جای نقد و نسیه را عوض کردهایم، جای حال و آینده را تغییر دادهایم!
امام حسین که میگوید: «من به تو بهشت میدهم»، یعنی همین الآن کف دستت میگذارد، همین الآن به تو میدهد، یک ثانیه بعد هم طول نمیکشد! اینکه میگوید: «بهشت مال تو»، یعنی تمام شد! امّا از آنجایی که باید یک بدبختیای بر یک شخص رو بیاورد و باید خسران بر یک شخص عارض بشود، میآید حرف امام حسین را نسیه فرض میکند و حرف ابنزیادِ شرابخوار و زناکار و قمارباز و سگباز را نقد تصوّر میکند! خب بفرمایید؛ حالا برو به آن نقدت برس! پاره کرد انداخت جلویش و گفت: «حالا هرجا میخواهی بروی برو!» این هم دیوانه شد و به سرش زد؛ میرفت در خانهاش، بعد میرفت در حمّام، دوباره از حمّام درمیآمد میرفت در خانهاش، دوباره درمیآمد میرفت در حمّام و روزی چند دفعه میرفت در حمّام و میرفت در خانهاش! و به همین کیفیّت بود تا زمان مختار که مختار قیام کرد و افراد را فرستاد و در همان خود منزلش به قتل رساندند.2
وجوه متفاوت جریان عاشورا مبتنی بر نیّات افراد
این نیّت خلاف باعث شد که جریان کربلا دو صورت و دو چهره پیدا کند: یک چهره، چهرۀ قبیح، زشت، ناپسند، فاجعه و دردناک! برای چه؟ بهخاطر این نیّات پلیدی که آمده است رحمان را بهجای شیطان میگذارد و شیطان را بهجای رحمان
- رجوع شود به مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج ١، ص ٣٤٧؛ الفتوح، ج ٥، ص ٩٢.
- رجوع شود به تاریخ الطّبری، ج ٥، ص ٥٨٧ و ج ٦، ص ٦٠ ـ ٦٢؛ الفتوح، ج ٦، ص ٢٤٥ ـ ٢٤٧؛ الأخبار الطّوال، ص ٣٠٠ و ٣٠١؛ تاریخ الیعقوبی، ج ٢، ص ٢٥٩.
