اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

175
  • در موقعیّتی واقع می‌شود که دیگر آن موقعیّت را برای خودش می‌پسندد!

  •  خب این جناب عمر سعد دارد می‌آید چه‌کار می‌کند؟ دارد کلام امام حسین را کنار می‌گذارد! پس این‌طرفِ قضیّه که جنبۀ قبح عاشورا است، چیست؟ نیّات فاسد، کشتنِ پسر پیغمبر، از بین بردنِ حق!

  •  امام حسین در روز عاشورا کم استدلال نکرد، کم احتجاج نکرد! یکی از مطالبی که امام حسین در روز عاشورا گفت و همۀ اینها سرشان را انداختند پایین و خجالت نکشیدند، این بود که فرمود: «این نامه‌هایی که الآن چهار هزار نامه است،1 این نامه‌ها را چه کسی برای من نوشته است؟ این نامه‌ها را بنده با دستخطّ خودم نوشته‌ام یا شما نوشته‌اید؟!»

  •  حضرت به یکی از اصحاب فرمودند: «برو آن کیسه را بیاور!» آمد و گونی نامه‌ها را جلوی همان لشکر ریخت!2 یکی از همان افرادی که به حضرت نامه داده بود، [حجّار] ابن أحجُر یا أبجُر بود که این شخص آمده بود و با [تعداد زیادی] جلوی شریعۀ فرات را گرفته بود.3 حضرت فرمودند:

    1. تعداد نامه‌ها در تواریخ، مختلف ذکر شده است: وقعة الطّف، ص ٩٣ و الإرشاد، ج ٢، ص ٣٨ و الفتوح، ج ٥، ص٢٩ تعداد نامه‌ها را ١٥٠ عدد؛ تاریخ الطّبری، ج ٥، ص٣٥٢ تعداد آنها را ٥٣ عدد؛ أنساب الأشراف، ج ٣، ص ١٥٨ تعداد آنها را ٥٠ عدد؛ اللَهوف، ص ٣٥ و مثیر الأحزان، ص ٢٦ تعداد آنها را ١٢ هزار عدد دانسته است. (محقّق)
    2. حضرت امام حسین علیه السّلام در چند نوبت با کوفیان ـ برای نامه نگاری و دعوت از حضرت ـ محاجّه کرده و محکومشان نمودند، از جمله: امر حضرت به آوردنِ کیسۀ نامه‌ها هنگام ممانعت حرّ در مسیر کوفه که حضرت به عقبة بن سمعان فرمودند: «خورجین نامه‌ها را بیاور!» (رجوع شود به وقعة الطّف، ص ١٧٠؛ الإرشاد، ج ٢، ص ٨٠.) هم‌چنین در روز عاشورا حضرت افرادی را مورد خطاب قرار دادند که: «آیا شما نبودید که به من نامه نوشتید؟» (رجوع شود به وقعة الطّف، ص ٢٠٨؛ الإرشاد، ج ٢، ص ٩٨.) (محقّق)
    3. رجوع شود به وقعة الطّف، ص ١٩١؛ الإرشاد، ج ٢، ص ٨٦.
/ 9