اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

187
  •  البتّه بعضی‌ها هم نمی‌آیند و کار به عمل کشیده می‌شود؛ مثل‌اینکه کتک ملائکه کارساز نبوده است! می‌گفتند: «جنّ از بسم اللَه در می‌رود!» گفتند: «جنّ‌های آن زمان، نه این زمان! اینها یک آیةالکرسی هم بخوانی می‌ایستند و بیشتر نمی‌روند!»

  •  قضیّۀ ما هم همین است. ما هم در این دنیا نگاه به خودمان می‌کنیم، به مصالح و این اوضاع نگاه می‌کنیم و خیال می‌کنیم مطلب همین است؛ امّا اگر برویم آن دنیا و چشم ما در آن‌طرف باز بشود، آیا باز هم می‌خواهیم بچّۀ‌مان در این دنیا بماند یا نه دیگر؟! می‌گوییم: «نه خدایا، ردش کن بیاید اینجا پیش خودمان!»

  •  پس بنابراین علّت شفایی که ما می‌خواهیم برای چیست؟ برای خودمان است؛ به‌خاطر اینکه با خودمان اُنس بگیرد! هیچ اصلاً به این نگاه نمی‌کنیم که این مصلحتش چیست و خدا برای او چه تقدیری کرده است؟ شاید مصلحتش در رفتن است، امّا چون ما در این دنیا هستیم و می‌خواهیم با ما اُنس بگیرد، با ما مأنوس باشد، ما پیشش باشیم و دور و برِ ما باشد، می‌گوییم: «خدایا، شفایش بده!» و نذر می‌کنیم، سفره می‌اندازیم و این‌طرف و آن‌طرف می‌رویم!

  •  خدا می‌گوید: «آقا جان، آخر تو یک طرف مسئله را می‌بینی؛ یک کمی از بسیار را داری می‌بینی؛ مصلحت خودِ این، در رفتن است.»

  •  ـ نه خدایا، باید این بماند!

  •  ـ بسیار خوب، ما او را نگه می‌داریم و تو را می‌بریم؛ یک کدام از این دوتا!

  •  ـ ای داد بیداد، نشد! این خدا با ما هم نمی‌خواهد راه بیاید.

  • آن‌وقت می‌آییم شروع می‌کنیم دعا کردن: «خدایا، این‌طور کن! خدایا، آن‌طور کن!»

  • بیان حکایتی عجیب از بی‌اطّلاعی انسان نسبت به مصالح پروردگار

  •  یکی از اقوام ما ـ خدا رحمتش کند ـ قبلاً با مرحوم آقا ارتباط داشت و از شاگردان ایشان بود. البتّه دو سه بار مدام آمد شاگرد شد و رفت، دوباره شاگرد شد و

/ 19