
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
23تاریک میشود و هیچ نمیبیند! «که از ظاهر نبیند جز مظاهر» یعنی فقط مظاهر را میبیند.
ما در سلسلۀ علل و اسباب همیشه دچار اشتباه هستیم، همیشه دچار ناراحتی هستیم، همیشه دچار ضعف هستیم، دائماً میخواهیم مسائل را به این و آن نسبت بدهیم! از خود گرفته، میخواهیم معایب را از خود دفع کنیم و محاسن را به خود نسبت بدهیم!
حکایتی از نحوۀ تربیت علاّمه طهرانی در تصحیح بینش نسبت به قضایا
یک وقت در دوران مجرّدی، ما در قم بهاتّفاق اخوی بزرگترمان در مدرسه تحصیل میکردیم و در حجره بودیم. خب گاهی اوقات اختلافِ سلیقههایی و از ناحیۀ ما کم و کاستیهایی دیده میشد، متقابلاً این مسئله به ما نسبت داده میشد؛ بالأخره دیگر مطالبی بود!
گاهگاهی مرحوم آقا به قم مشرّف میشدند و به حجرۀ ما هم سَری میزدند و ما هم میآمدیم شکایت میکردیم: «آقا، وضع حجره این است، فلان است!» اخوی هم متقابلاً تقصیر را گردن ما میانداخت: «آقا، این است، اشکال سر این است، این کوتاهی میکند، این به وظیفه و تکلیفش عمل نمیکند!» ایشان هم میخندیدند. یک بار که مرحوم آقا آمدند و ما میخواستیم همینطور شروع به شکایت کنیم، ایشان یکدفعه گفتند:
ببینید، میخواهم مطلبی به شما بگویم:
اگر دفعۀ بعد که به اینجا آمدم باز هم کم و کاستی بود، امّا شما گفتی: تقصیر من است و شما هم گفتی: تقصیر من است، آنموقع کارتان درست است! بروید تا آن موقع؛ تا آن موقعی که به اینجا برسید که اگر مسئلهای بود، شما بگویید: من باعث شدم، شما هم بگویید: من باعث شدم! آنموقع تازه میشود گفت که بله، حالا دیگر میشود حساب باز کرد!
شباهت سطح دیدگاه انسان به قدرت تحلیل کودک نسبت به حوادث
بهطور کلّی مسئلۀ نقص و ایرادی که در نفس انسان هست، اقتضا میکند که ما همیشه توجّهمان و خواستمان از نقطۀ نظر نزول حوادث و جریانات در عالم علل و اسباب به معلولات باشد؛ چون با معلولها و با مسبّبات بیشتر سر و کار داریم.
نفس انسان که در این دنیا به این بدن تعلّق میگیرد، هنوز برای رسیدن به عالم تجرّد باید راه طیّ کند؛ درست مانند بچّهای که قدرت تحلیل حوداث و جریانات را ندارد
