اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

28
  • کوه [و پرت شد]! (بچّه‌ها، گوش می‌دهید؟ وقتی می‌روید بالای کوه مواظبت کنید! نبایستی که بدوید، خلاصه باید دقّت کنید!) یا اینکه یکی می‌دود، یک‌دفعه [پایش] گیر می‌کند و سرش به جایی می‌خورد و می‌شکند؛ و امثال‌ذلک! هیچ‌کدام از اینها مورد اعتراض حضرت موسی نیست. حالا بگویید ببینم: چطور شد حضرت خضر که آمد یک بچّۀ ده ساله را کُشت، حضرت موسی صدایش درآمد؟! [گفت]: «چرا بچّه را می‌کشی؟!» در حالی‌که همین بچّه اگر راه می‌رفت می‌خورد زمین سرش می‌شکست و می‌مُرد، حضرت موسی اعتراض نمی‌کرد؛ چون شد دیگر! بالأخره زمین خورد و این هم طبق علل و اسباب سرش خورد به سنگ و فوت کرد.

  • علّت اعتراض حضرت موسی به حضرت خضر

  •  چرا؟ چون حضرت موسی آن فوت‌ها و آن حوادث را متّصل به سلسلۀ علل طولی می‌دید، ولی در جریان حضرت خضر این فوت را متّصل به سلسلۀ علل عرضیّه می‌بیند! اینجا است که برایش این شبهه پیش می‌آید: چرا؟1

  •  می‌دانیم که سلسلۀ علل عرضیّه در طول سلسلۀ علل طولیّه قرار دارند. إن‌شاءاللَه اسفار ملاّصدرا را آن دنیا باید بیاورید، البتّه الآن حضرت موسی خودش معلّم ملاّصدرا است و دارد به او در آن دنیا معارف یاد می‌دهد و می‌گوید: آنچه را که تو با فهم و ادراک و فکر ثابت کردی، ما به رأی العیان و به قلب مشاهده کردیم، خیلی از تو جلوتر هستیم! علیٰ‌کلّ‌حال إن‌شاءاللَه خداوند به همه توفیق بدهد که آنچه را که می‌دانیم بیابیم!

  •  حضرت خضر علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام در آن وقتی که این طفل را سر می‌برید در سلسلۀ علل طولیّه قرار داشت، نه علل عرضیّه! و چون حضرت موسی در آن زمان به جنبۀ مظاهر توجّه داشت و نتوانست مسئلۀ عدم اختلاف بین مادّه و مجرّد را در ارتباط با آن مبدأ حل کند، در اینجا دچار اعتراض می‌شود؛ امّا اگر به‌جای

    1. در حالی‌که جانِ من، حضرت موسی، اگر شما هم فلسفه خوانده بودی [دچار اعتراض نمی‌شدی]! أستغفرُ اللَه ربّی و أتوبُ إلیه؛ شوخی می‌کنیم، وإلاّ ما شاگرد حضرت موسی هم نمی‌شویم، ناخنش هم نمی‌شویم! بالأخره عیب ندارد، طلبه‌ها شوخی می‌کنند و ما هم گاهی شوخی‌مان می‌گیرد. حالا با پیغمبر هم آدم شوخی کند اشکال ندارد، إن‌شاءاللَه از ما دلخور نمی‌شوند.
/ 688