
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
32دنبالت میگردد؛ کجا رفتی خودت را قایم کردی؟!
خلاصه یک خرده گفتیم، ولی دیدیم نه، این اصلاً نمیتواند تنازل کند. و بعد از یک مدّت، مقداری و یک کَمَکی از آن وضعیّت درآمد؛ ولی بعد باز شنیدیم که نه، این بنده خدا موقعیّتش اینطور و به این کیفیّت است! و بعدش هم به همان کیفیّت و به همان وضعیّت از دنیا رفت.
حالات مرحوم علاّمه طهرانی در ساعات آخر حیات
مرحوم آقا میفرمودند:
آدم باید بِشکن زنان از این دنیا برود؛ بگوید، بخندد!
واقعاً همانطوریکه خودشان رفتند، اینطوریکه رفقا تعریف میکنند؛ چون من فقط آن ساعتهای آخر حیات ایشان را دیدم. میگویند: وقتی که در همان جلسۀ عصر جمعه در منزلشان آن ناراحتی را پیدا کردند و دیگر نمیتوانستند حرکت کنند، یک تخت آوردند و گذاشتند روی آن تخت؛ چون آن کوچه را کنده بودند و ماشین نمیتوانست تا نزدیک بیاید. ایشان به این رفقا که تخت را گرفته بودند و ایشان را به بیمارستان میبردند، میگفتند:
چرا بلند لا إله إلّا اللَه نمیگویید؟! لا إله إلّا اللَه بگویید! بلند بگویید!
میخندیدند و میگفتند. و من در همان لحظات آخر هم خدمت ایشان بودم. یکی هم اینطوری میرود که اصلاً دنبال عزرائیل میگردد: کجایی؟! چرا نمیآیی؟!
کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام در باب اشتیاق به مرگ در علمای حقیقی
به فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام که میفرماید:
لولا الآجالُ الّتی کَتَبَ اللَهُ لهم لَم تَستقِرَّ أرواحُهُم فی أجسادِهِم طَرفةَ عَینٍ خَوفًا مِن العَذابِ و شَوقًا إلَی الثَّوابِ.1 «اگر آن مدّت نبود اصلاً اینها مجال مکث در این دنیا را نداشتند، مجال سکونت در این دنیا را نداشتند.»
- الکافی، ج ٢، ص ٢٣٧؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣٠٣، با قدری اختلاف در مصادر.
افق وحی، ص ١٩٧:
«و اگر نبود آن أمد و مهلتی را که برایشان نوشته شده است، بهاندازۀ یک لحظه ارواح آنها در بدنهایشان قرار نمیگرفت؛ بهجهت شوق به رضوان الهی و خوف از حساب اعمال در روز قیامت!»
- الکافی، ج ٢، ص ٢٣٧؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣٠٣، با قدری اختلاف در مصادر.
