
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
33خدا قسمت کند که خوب عالَمی است، خوب جاهایی است! اینهایی که گفتهاند، میگویند خوب جاهایی است.
عدم تفاوت بین سلسلۀ علل غیبیّه و مادّیه
حالا این جناب عزرائیل که میآید این کارها را انجام میدهد، هر کاری انجام بدهد ممکن است انسان بگوید: چرا انجام میشود؟ ولی یک چرایی است که فعلاً میآید و از ذهنشان میرود، ولی دیگر در ذهن تمرکز پیدا نمیکند؛ چون این مسئله را وابسته به سلسلۀ علل و عواملِ غیبیّه میداند، امّا همینکه این علّت و این حادثه بخواهد در علل مادّی تحقّق پیدا بکند، یکدفعه برای انسان شبهه ایجاد میشود که چرا حضرت خضر باید این کار را بکند؟ خب شاید حضرت خضر در اینجا مثل حضرت عزرائیل است؛ چه تفاوتی میکند؟! همانطوریکه جناب عزرائیل بدون اجازه این کار را انجام نمیدهد و با تکلیفی که از ناحیۀ پروردگار به او شده میآید و یک سرِ سوزن از جای خود حرکت نمیکند و یک برگ بدون اجازه از درخت نمیافتد، همینطور حضرت خضر هم الآن با اجازه و با آن اذن میآید این کار را انجام میدهد.
عدم تفاوت بین سلسلۀ علل مجرّده و غیر مجرّده در کلام مرحوم حدّاد
دقّت کنیم! اینجا است آن نکتهای که مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان اللَه علیه ـ میفرمودند:
اگر مردم بروند سرِ چاه آب و دعا کنند آب چاه بالا بیاید یا در چاه خشکیده آب پیدا بشود، این را معجزه میدانند؛ امّا اگر شیر منزلشان را باز کنند و آب بیاید این را معجزه نمیدانند، در حالیکه همۀ اینها اعجاز است!
این کلام، کلام آقای حدّاد است! این کلام، کلام یک عارفی است که به بقای أتَم رسیده و دیگر در تفاوت بین سلسلۀ علل مجرّده و علل غیر مجرّده [اختلاف و] تفاوت نمیبیند، بلکه تمام جریانات و حوادث را از نقطۀ نظر ربطش به همان علل و از نقطۀ نظر اتّصالش به آن مبدأ فیض، به روال واحد نگاه میکند. ببینید چقدر تفاوت است و چقدر فرق است! آن دارد اعتراض میکند؛ میگوید: برای چه تو الآن این بچّه را کشتی؟! این بچّه که گناهی نکرده است، این بچّه که کاری انجام نداده است، برای چه کشتی؟! امّا او دارد میگوید که سلسلۀ علل یکی است، چه از بالا و چه از پایین چه تفاوتی میکند؟!
