
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
37عجیبش میگوید:
حق همیگوید که ای مغرورِ کور *** نی ز نامم پاره پاره گشت طور؟ از من ار کوهِ اُحد واقف بُدی *** پاره گشتی و دلش پُر خون شدی1 این حقیقت نور توحید باید در محیط مستعد جلوه کند. آن محیط مستعد چطوری پیدا میشود؟ با نان و حلوا؟! نهخیر! آن محیط مستعد محیطی است که تا بخواهد در اینجا خودش را عوض کند، پدرش درآمده است!
تکلیف مرحوم علاّمه طهرانی در برخورد با معاندین
مرحوم آقا میفرمودند:
ما در مجالسی بودیم که در آن مجالس هرچه دلشان میخواست به ما میگفتند و ما مکلّف به جواب نبودیم، همینطوری ساکت نگاه میکردیم و طرف هم خیال میکرد که دیگر بُرده و غلبه کرده و چه کرده است.
میگفتند: «عجب، آقا سیّد محمّدحسین که جواب نمیدهد! همینطوری دارد از نظر علمی، از نظر مسائل اخلاقی، از نظر اهانت و فلان و این حرفها محکومش میکند، ولی جواب نمیدهد!» همینطور باید ساکت نشست و نباید حرف زد. حالا اگر انسان میخواست حرف بزند، به دو کلمه تمام بود! مرحوم آقا میگفت: «دو کلمه تمام بود.»
البتّه جا به جا دارد؛ یک وقت تصوّر نشود [که همیشه باید سکوت کرد]! نه، در بعضی جاهای خودش هم باید حرف را زد. در جایی که مسئله میخواهد براساس محوریّت نفس مطرح بشود نه براساس حق و باطل، آنجا بگذار حریف حالا برنده بشود و بگوید: فلانی قویتر از آن است! آقا، ول کن بگذار حالا فلانی مثلاً رئیس بشود!
اهمّیت توجّه انسان به عاقبت اعمال و رفتار
بالأخره هم آقا از دنیا رفتهاند، هم آن کس از دنیا رفته، هم آن کس رفته و هم آن کس رفته است، همه رفتند؛ خب حالا چه؟ حالا آن دنیا هم میتوانی مجلس تشکیل بدهی و حرفی بزنی؟! این دنیا میتوانستی مسائلی را مطرح کنی که جلو بیفتی، امّا آن دنیا چه؟ حالا آن دنیا هم برو بکن دیگر! برو آن دنیا هم مطرح کن! الآن همۀتان در آن دنیا
- گزیدۀ ابیاتی از مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر دوّم، ص ١١٨.
