اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

39
  • برای اینکه پیغمبر به او سفارش کرد: «یا علی، ساکت باش!»1 سفارش پیغمبر بود دیگر! خب آنها آمدند در را آتش زدند و لگد زدند! آن شاعر مصری، شاعر النّیل هم می‌آید جلوی مَلک فاروق افتخار می‌کند: «چه کسی می‌تواند مثل عمَر، خلیفۀ ثانی بیاید جلوی فارِس عرب بایستد و زنش را آن‌طور زمین بزند و مضروب کند؟!» یعنی این‌هم از افتخاراتشان است که چه کسی می‌تواند این کار را بکند؟ «أمامَ فارِسِ عَدنانَ و حَامیهَا» سه خط شعر است که فراموش کرده‌ام.2

  •  اینها بیایند و ببینند علی همان‌جا نشسته و حالا آن هیچ، بعد بیایند طناب را به گردن امیرالمؤمنین بیندازند و با طناب به‌طرف مسجد بکِشند!3 اصلاً شما می‌توانید تصوّر قضیّه را بکنید؟! ما فقط همین لفظ را می‌گوییم و رد می‌شویم. آن امیرالمؤمنین که دو انگشت در گلوی پهلوان آنها، خالد بن ولید که همه به او می‌نازیدند، انداخت و

    1. الکافی، ج ١، ص ٢٨٢؛ مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٢١٦.
    2. دیوان حافظ ابراهیم، ج ١، ص ٧٥:
      وَ قَولَةٌ لِعَلیٍّ قالَها عُمَر ** أکرِمْ بِسامِعِها أعظِم بِمُلقیها
      حَرَقتُ دارَکَ لا أُبقی عَلَیکَ بـِها ** إن لم تُبایِع و بِنتُ المُصطَفَی فیها
      ما کان غیرُ أبی‌حَفصٍ یَفوهُ بـِها ** أمامَ فارِسِ عَدنـانَ و حامیهـا
      اسرار ملکوت، ج ١، ص ١٨٤:
      «عجب کلام ارزشمند و بلند مرتبه‌ای است که عمر به علی خطاب نمود! چقدر کریم و بزرگوار است شنوندۀ آن و چقدر عظیم و بلند مرتبه است گویندۀ آن!
      قطعاً بدان که خانۀ تو را به آتش می‌کشم و تو را در آن خانه باقی نمی‌گذارم، اگر از بیعت با خلیفه ابوبکر سرپیچی نمایی؛ با اینکه دختر پیامبر در آن خانه باشد و از آنجا خارج نشود!
      این کلام، کلامی نیست که از دهان هر کسی خارج شود، گوینده‌ای همچو عمر را می‌طلبد که بتواند در مقابل اوّل پهلوان عرب و تک‌سوار عدنان و نگهبان و پاسدار امّت عرب (عدنان) ایراد کند.»
    3. رجوع شود به کتاب سلیم، ج ٢، ص ٨٦٤؛ الاحتجاج، ج ١، ص ٨٣.
/ 24