اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

40
  • او داشت خفه می‌شد وقتی که داشتند تشهّد می‌خواندند؛1 همان علی که وقتی عمر آمد گفت: «باید این قبرها شکافته بشود تا من نماز بخوانم»، دم بقیع ایستاد، شمشیر را درآورد و گفت: «هر که می‌تواند این قبر را بشکافد!»2 حالا چه شد و چرا این شمشیر آن روز اوّل درنیامد؟! چرا؟! آنجا تکلیف به سکوت داشت. اگر آنجا شمشیر درمی‌آمد، علی دیگر علی نبود؛ این امیرالمؤمنین دیگر امیرالمؤمنین نبود! آنجا باید شمشیر را در غلاف کند، ولی دَم قبر حضرت زهرا که البتّه قبر ساختگی بود، آنجا باید شمشیر را دربیاورد. لیلة الهِرّیر3 در قبال معاویه باید شمشیر را دربیاورد که تا صبح پانصد نفر را بیندازد؛4 امّا بیایند جلویش سبّ کنند و چه کنند، سرش را بیندازد پایین و حرف نزند! آنجا باید آن کار را انجام بدهد، اینجا باید این کار را بکند. این چه می‌شود؟ این آن‌وقت می‌شود علی، این می‌شود امیرالمؤمنین. و هر کسی به‌اندازۀ سعۀ خودش!

  •  آن امیرالمؤمنینی که به مقام اسم اعظم رسیده و در روز قیامت شفاعت کبری را دارد و ساقی کوثر است و قَسیمُ الجَنّة و النّار5 است، باید زندگی‌اش این‌طور باشد. حالا کدام یک از ما حاضریم؟ چه کسی حاضر است؟ بیخود که کسی را قَسیمُ الجَنّة و النّار نمی‌کنند؛ کار خدا عبث که نیست! آن امام حسینی باید باشد که آن بساط پیدا بشود تا مقام شفاعت کبری پیدا کند و خلاصه هر کسی در این زمینه نمی‌تواند.

  •  إن‌شاءاللَه امیدواریم که خداوند توفیق بدهد و چشم ما را به این معارف روشن و توفیق اهتداء به هدایت اولیای خودش را برای ما نصیب کند.

  • اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ‌محمّدٍ

    1. رجوع شود به تفسیر القمی، ج ٢، ص ١٥٨ و ١٥٩؛ علل الشّرائع، ج ١، ص ١٩١ و ١٩٢.
    2. رجوع شود به دلائل الإمامة، ص ١٣٦ و ١٣٧.
    3. لیلة الهِرّیر (شب ناله) شبی در جنگ صفّین بوده است که میان سپاه امیرالمؤمنین علیه السّلام و سپاه معاویه علیه الهاویه درگیری سختی درگرفت. «هِرّیر» به معنای نالۀ سگ در سرما است. (محقّق)
    4. رجوع شود به مروج الذّهب، ص ٥٢٣.
    5. الخصال، ج ٢، ص ٥٨٠.
/ 24