
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
44برآورده کند و گاهی نکند، حضرت نمیفرمود: «بِمَوضِعِ إجابَةٍ.»
بِمَوضِعِ إجابَةٍ برای آن موقفی گفته میشود که حتماً آن امید انجام میشود، نهاینکه گاهی میشود و گاهی نمیشود؛ هر وقت خوشش بیاید اجابت میکند، هر وقت خوشش نیاید میگوید: «نمیخواهم اجابت کنم! حالا چه کسی میتواند حرف بزند؟! بیخود به من امید دارید؛ نداشته باشید. مگر کار دست من نیست؟ میخواهم اجابت نکنم!» ولی قضیّه اینطوری نیست؛ حضرت میفرماید: «أعلَمُ؛ من میدانم.» چه کسی میگوید؟ امام سجّاد. بنده نمیگویم، امام سجّاد میفرماید، حرف امام هم که رد خور ندارد.
بله، حرفهای ما رد خور دارد؛ میگوییم: قطعاً اینطور خواهد شد؛ ولی نمیشود! حتماً قضیّه به اینجا منتهی خواهد شد؛ امّا نمیشود! حتماً فلان اوضاع اینطور میشود، یقین داشته باشید، مطمئن باشید؛ امّا نه، میبینیم نشد، هیچ نشد! ولی امام علیه السّلام میفرماید: أعلَمُ، نمیفرماید: أظُنُّ؛ اینطور گمان میکنم نسبت به تو که تو در موضع اجابتی. یا أتَخَیَّلُ؛ اینطور خیال میکنم. این «أعلَمُ» برای ما مسئله است و قضیّه شوخی نیست!
امام سجّاد علیه السّلام میفرماید: غیر از «أعلَمُ» یک «أنّ» هم آوردهام؛ «أنّ» هم برای تأکید میآید: «و أعلَمُ أنّک لِلرّاجین بِمَوضِعِ إجابَةٍ؛ من میدانم برای کسانی که به تو امید دارند... .» همۀ نکته اینجا است! اگر نصف عمرمان را بگذرانیم تا این رجاء را بفهمیم، جای دوری نرفته است!
اهمّیت و لزوم تفحّص کامل در انتخاب مرجع تقلید
یک روز خدمت مرحوم علاّمه طباطبائی ـ رضوان اللَه علیه ـ بودیم. ایشان روزهای پنجشنبه در قم مجلسی داشتند. جلسۀ سؤال و جواب بود، خیلی هم نمیآمدند، هفت، هشت، ده نفر بیشتر نمیآمدند یا ده پانزده نفر میآمدند؛ یعنی این جلسه معروف و مشهور نبود. ما هم شرکت میکردیم و گوش میدادیم، البتّه ما که سؤالی نداشتیم؛ چون کسی که در جهل محض است سؤال ندارد! از کجا و از کدام قسمت میخواهد
