اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

56
  • حرف دیگر است؛ امّا اگر لقاءاللَه هم نداشته باشیم، این ﴿لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾ یعنی همان خدا دیگر!

  •  در آن مجلس هیچ‌کس حرف نزد، امّا یک‌دفعه مرحوم آقا همین‌طور در حالت نشسته فرمودند: «﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَهِ لَأٓتٖ﴾.»1 [انگار] این چهل پنجاه نفر این آیه را در قرآن نخوانده بودند و یک‌دفعه همه سکوت کردند!

  • لقاءاللَه یعنی رسیدن به نفس ذات الهی

  •  آخر این آقا خیلی داد سخن می‌داد که: «بله، ما لقاءاللَه نداریم! یعنی چه این آقا برداشته رسالۀ لقاءاللَه نوشته است؟! لقاءاللَه یعنی چه؟! اینها حرف‌های صوفی‌ها و من درآوری‌های صوفی‌ها است؛ صوفی‌ها درآورده‌اند! ما لقاءاللَه نداریم، ما ﴿لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾ داریم!» ای احمق، ﴿لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾ با لقاءاللَه چه فرقی می‌کند؟! می‌خواهی بازی دربیاوری؟ این درس را خوانده‌ای برای بازی درآوردن؟ حالا اگر هم بگوییم: «لقاءاللَه در قرآن داریم»، می‌گوید: «ما این حرف‌ها را نمی‌فهمیم!» نمی‌فهمی؟ نباید هم بفهمی! تو اصلاً چه کسی هستی که بفهمی؟! این را می‌گویند: به خواب زدن! یک نفر خودش را به خواب می‌زند و نمی‌خواهد بیدار شود! نه آقا جان، لقاءاللَه داریم: ﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَهِ﴾؛ لقای اللَه، نه لقای ربّ؛ چون ربّ که همان است، منتها در مراتب تربیتی خودش! لقای ربّ مراتب اسماء و صفات است، امّا لقاءاللَه یعنی نفس خود ذات! کسی که امید دارد به ذات برسد، از مراتب اسماء و صفات عبور کند و تجاوز کند، ﴿فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَهِ لَأٓتٖ﴾؛ وقتش می‌آید، ولی ﴿يَرۡجُواْ﴾؛ امید دارد، نه مثل امیدهای ما!

  • شرط رسیدن به لقاء پروردگار در آیات قرآن

  • ﴿فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا﴾؛2 «کسی که امید دارد و می‌خواهد به لقای پروردگارش برسد، باید عمل صالح انجام بدهد، باید عملش را عمل صالح کند... !»

  • باید پایی را که می‌گذارد یقین داشته باشد این درست است. همین‌که شبهه دارد که: «بگذارم یا نگذارم؟ این کار را انجام بدهم؟ نه، حالا بدهم بروم»، اینجا زنگ خطر به

    1. سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٥.
    2. سوره کهف (١٨) آیه ١١٠.
/ 18