اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

57
  • صدا درمی‌آید؛ این عمل، عمل صالح نیست! ﴿فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صٰلِحٗا﴾؛ «باید عمل کند به عمل صالح.» ﴿وَلَا يُشۡرِكۡ﴾؛ «و در کاری که دارد انجام می‌دهد، غیر مرا داخل نکند؛ فقط مرا در این مسئله مدّ نظر قرار بدهد.» مصلحت اندیشی نکند، به منافع فکر نکند، اینکه «اینجا منافعم را از دست می‌دهم، پس یک خُرده کوتاه بیایم» در کارش نباشد؛ اینها همه شرک است!

  • حفظ موقعیّت و شخصیّت، مانع لقای خدا

  •  اگر این کار را کردیم لقای خدا نصیب ما نمی‌شود، لقای نعمات خدا نصیب ما می‌شود؛ البتّه نعمت نه، بلکه مظاهر؛ چون ممکن است نقمت باشد! لقاء پیدا می‌شود، ولی لقای ریاست، لقای دنیا، لقای فرو رفتن در کثرات که این کثرات همه مظاهرند، امّا مظاهری که این شخص از جنبۀ حُسن با آنها برخورد نکرده است، بلکه از جنبۀ بُعد برخورد کرده است! این امید دارد، ولی به چه امید دارد؟ به دنیا! خدا هم برایش قرار می‌دهد؛ می‌گوید: «تو می‌گویی: ”خدا“ امّا منظورت از خدا ریاست است؟ من هم به تو ریاست را می‌دهم؛ برو تا ببینی کجا می‌روی؟ می‌گویی: ”خدا“ ولی از این خدا بیا و برو و مرید منظورت است که مریدهایت زیاد بشوند؟ پای درس اخلاق من بیایند! می‌گویی: «پای درس اخلاق فلان مسجد نروید؛ او این است، او در کتابش این را نوشته است، او در کتابش بیخود نوشته است، کتابش را نخرید، کتابش را نخوانید، کتابش از کتب ضالّه است، درس اخلاق من بیایید، ما هم کتاب داریم!» این حرف‌ها را زده‌اند؛ من از خودم درنمی‌آورم!

  •  خدا هم می‌گوید: «بسیار خب، تو این حرف‌ها را بزن، ما هم چند مرید اضافه می‌کنیم که بگویند: ”آقا خیلی خوب حرف می‌زند، خیلی مطالب می‌گوید، حکایات می‌گوید، از بزرگان حکایات می‌گوید، مجلسش خیلی شیرین است.» او هم می‌بیند عجب، اضافه شد، زیاد شد، پای منبر زیاد شدند، پنجاه نفر شدند صد نفر؛ لذا از بزرگان می‌گوید، حکایات نقل می‌کند؛ می‌گوید: «خیلی خوب است، مؤثّر است!» امّا کلاه بر سر رفته تا کجا؟ بگویید: تا ناف، که روزنه هم نگذاشته، بسته و آمده پایین! چرا؟ چون در خدایی که می‌گفت شریک گذاشت! شریک چیست؟ مرید! شریک چیست؟ محراب! شریک چیست؟ ریاست! شریک چیست؟ محبوبیّت!

/ 20