
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
74است دعا کنیم که این به یک نحو دیگری بشود.»1
اینجا ما حرف داریم! چرا؟ چه کسی گفته وقتی که تفنگ نیست، شما باید دعا کنید که این چوب بشود، یا یکدفعه از آن بالا به پایین پرت بشود؟! نه، اگر شما قدرت دارید باید بلند شوید بیایید دفاع کنید؛ اگر ندارید بنشینید سرِ جایتان! دیگر دعا کردن و چوب شدن و از آن بالا برگشتن و سر و کلّۀ بیچاره شکستن، این مسیر عرفا و مسیر عرفان نیست. مسیر عرفان میگوید: «طبق ظاهر عمل کن. بسیار خوب، زور داری [برو جلو؛ نداری بنشین]!»
سیرۀ عملی امام حسین علیه السّلام در روز عاشورا در راستای تقدیر الهی
امام حسین در روز عاشورا چهکار کرد؟ آمد طبق ظاهر عمل کرد. گفت: «تا وقتی که زور دارم و در بازو قدرت دارم، دفاع میکنم؛ وقتی که قدرتم تمام شد، بگیرید بکُشید!» امّا نیامد بایستد تا دشمن بیاید به او حمله کند؛ نهخیر! گفت: «اینطور هم نمیایستیم؛ بلکه زره میپوشیم، شمشیر دست میگیریم، دفاع میکنیم و تا جایی که میتوانیم پدرتان را هم درمیآوریم؛ وقتی نتوانستیم، آنموقع دیگر تکلیف دیگری است.»
جن آمد برای یاری امام حسین، حضرت قبول نکرد؛ ملائکه آمدند، حضرت فرمودند: «بروید پیِ کارتان، دنیا دست من است؛ آمدهاید به یاری من؟! تمام مُلک و ملکوت دارد به سرِ انگشت من میچرخد؛ میخواهید بیایید من را یاری کنید؟!» البتّه به آنها که نگفت، در دلش گفت، این زبانِ حال است و ما هم داریم زبانِ حال امام حسین را میگوییم. میگوید: «تمام مُلک و ملکوت به [ارادۀ من است]، آن قدرتی هم که در تو هست من دارم به تو میدهم؛ آنوقت تو میخواهی بیایی به من کمک کنی؟!»2
چرا امام حسین امام است؟ چون دارد به ظاهر عمل میکند؛ طبق تکلیف! امام
- رجوع شود به نشان از بینشانها، ص ٧٠.
- رجوع شود به الهدایة الکبری، ص ٢٠٦؛ کامل الزّیارات، ص ٨٣؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص ٦٣٨؛ مدینة معاجز الأئمّة، ج ٤، ص ٦٠؛ الکافی، ج ١، ص ٢٦٠؛ بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٣٣٠؛ روضة الشّهداء، کاشفی، ص ٤٣١.
