
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
75حسین در روز عاشورا نقشۀ جنگی ریخته بود و قضیّه همینطوری نبود. اوّلاً دور خیمهها را خندق کنده بودند و در آنجا آتش افروخته بودند که کسی نتواند بیاید. فقط یک راه بود که آن یک راه هم با اصحاب خود حضرت مسدود شده بود. طنابهای خیمهها را به نحوی قرار داده بودند که اسب نتواند از اینها عبور کند و به خیمه برسد. در روز عاشورا وقتی که عمر سعد فرمان حمله داد که بیایند و یکمرتبه کار را تمام کنند، وقتی آمدند نگاه کردند، یکمرتبه بُهتشان برد! گفتند: «عجب، چه نقشهای ریخته است که اصلاً راه نفوذ ما را بسته است! این اصحاب از دیروز تا الآن اصلاً داشتند خندق میکَندند!» راه نفوذ فقط منحصر به آن قسمتی بود که اصحاب ایستاده بودند که دیگر در آنجا عمر سعد دستور تیراندازی داد و در همان وهلۀ اوّل [بیش از] سی نفر از اصحاب امام حسین با تیراندازی لشکر عمر سعد افتادند.1
خب حالا امام حسین بگوید: «چون ما دیگر داریم کشته میشویم پس ولش کن، همینطور روی زمین مینشینیم تا بیایند سرمان را ببُرند!» نهخیر، اینطوری نیست. الآن خدا به شما فکر و قدرت داده است؛ خدا میگوید: «بیا خندق بکَن. شما این خندق را باید بکَنی، طناب خیمه را باید اینطوری کنی؛ حالا تقدیر من بر شهادت تو است، بماند! من تقدیری دارم و بهجای خودش هم انجام میشود، امّا تو هم باید طبق آنچه را که من در طریق ظاهر تقدیر کردهام، به همان کیفیّت عمل کنی.»
در اینجا نکات خیلی عجیبی نهفته است: اینکه مقام جمع چطور در یک سالکِ باقی ظهور پیدا میکند؟ دیگر در اینجا است که هر کدام که بهتر و متقنتر بتوانند جمع بین این دو مرحله را بکنند، از نقطۀ نظر بقا قویترند!
مضرّات دنیوی و اخروی عدم تسلیم در برابر مشیّت الهی
بسیار خب، حالا شما میآیی از زیر بار مالیات فرار میکنی و پانصد هزار تومان مالیات را نمیدهی؛ دو روز دیگر، یک هفتۀ دیگر یکمرتبه بچّه میخورد زمین پایش
- مأخوذ از: وقعة الطّف، ص ٢٠٥ و ٢٢٧ و ٢٢٨؛ الإرشاد، ج ٢، ص ٩٥ و ٩٦ و ١٠٤؛ مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج ٢، ص ١١، با قدری اختلاف در مصادر.
