
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
77یک بار من داشتم با مرحوم آقا صحبت میکردم، گفتم: «حافظ گفت.» ایشان گفتند: «بگو: فرمود! ”گفت“ یعنی چه؟!» جناب خواجه فرمود:
تا شدم حلقه به گوشِ درِ میخانۀ عشق *** هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم1 این غمهایی که دارد میآید، با خودش مبارکباد را دارد میآورد! ظاهرش غم است، ولی در باطنش خدا میگوید: «مبارک باشد!» خدا برای تو این را آورد. دوباره دوّمی میآید؛ مبارک باشد! از خدا بخواهیم که این مبارکبادها که میآید خودش تحمّلش را هم بدهد. به قول خواجه که میفرماید: «زیر شمشیر غمش رقصکنان باید رفت!»2 علیٰکلّحال، مطلب و مسئله این است.
البتّه ما فعلاً در مقامِ اینطرف قضیّه هستیم؛ یعنی فعلاً داریم مسائلی را که راجع به این کفّه و راجع به این قسمت است عرض میکنیم، ولی از الآن هم به شما بگویم: یک وقت ما را یأس نگیرد، حالا آن قسمت را هم میآییم میگوییم؛ غصّه نخورید! رحمت خدا، مرحمت خدا، سعۀ خدا، آن حُسن ظنّ به خدا، اینها هم جاهای خودش را دارد که إنشاءاللَه عرض میکنیم؛ ولی فعلاً از این نقطه میخواهیم مطلب قدری در اینجا باز شود و کیفیّت فکر و آن ایدئولوژی سلوکی انسان نسبت به مسائل عالَم تقدیر، قدری تصحیح شود تا اینکه ببینیم آنطرفِ مطلب و آنطرفِ قضیّه چه خبر است؟ اینطرفِ مطلب و قضیّه این است و به این کیفیّت است.
تفاوت برخورد افراد با اولیای الهی در مواجهه با تقدیر پروردگار
میآمدند پیش مرحوم آقا و از ایشان سؤال میکردند: «آقا، این کار را بکنیم یا نکنیم؟» میگفتند: «بله، نظر ما این است که بروید این کار را بکنید.» یا اینکه استخاره میکردند و میرفتند و اتّفاقاً قضیّه بر خلاف مطلوبشان و بر خلاف نیّت و توقّع از آب درمیآمد، نه بر خلاف واقع! آنوقت چه میگفتند؟ بنده خودم شنیدم که داشتند میگفتند:
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٣١٧.
- همان، غزل ١١١:
زیر شمشیر غمش رقصکنان باید رفت *** کآن که شد کشتۀ او نیکسرانجام افتاد
