
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
79که ازدواج میکنند خدا عمر نوح را هم به آنها بدهد؟! نهخیر آقا، یکی از آنها إنشاءاللَه زودتر از آن یکی میمیرد، آن یکی از پشت بام پرت میشود، آن یکی سرطان میگیرد، آن یکی سکته میکند، هزار تا مسئله و هزار تا قضیّه پیش میآید. هیچ بنا نیست بر اینکه زن و شوهر که ازدواج میکنند هر دو با هم در یک لحظه بمیرند و هر دو را هم در یک قبر دفن کنند؛ نه آقا، شوهر زدوتر میمیرد، زن میماند و إنشاءاللَه خوشبخت میشود. زن میمیرد، إنشاءاللَه شوهر خوشبخت میشود. منظورم این نیست که اوّل بدبخت بود؛ منظورم خوشبختی روی خوشبختی است. هر دو با هم میمیرند، هر دو با هم زندهاند. این دیگر مسئلۀ تقدیر است.
وقتی یک نفر زمام امور خودش را بهدست امام علیه السّلام یا بهدست ولیّ و استاد سپرده است، دیگر نباید به عواقب این مسئله نگاه کند که چه خواهد شد؟ عواقب از امور عارضی و امور ظاهری است؛ این عواقب میآید و میرود، تبعاتی میآید و میرود. خب حالا اگر بهدست استاد نمیسپرد هزار سال عمر میکرد؟ نه آقا، آجر میافتاد بر سرش و میمرد دیگر! قضایا تفاوتی نمیکند. یا فرض کنید اگر بهدست استاد میداد و از او راهنمایی میخواست، این دیگر عمر نوح را میکرد و اوّل خوشبخت بود؟! نه آقا جان، همه هشتشان گرو هجدهشان است! اینطرف بدو، آنطرف بدو!
نعمت خداوند به طالبین مسیر الهی
خدا نعمتی را که به طالبینِ راه خودش و متعلّقین به ذیل عنایات خودش عنایت کرده، این است که دل آنها را متوجّه خودش کرده است؛ این چیزی است که دیگر جایی پیدا نمیشود، وإلاّ مسائل در این عالم گاهی صعود دارد، گاهی نزول دارد، فراز دارد، نشیب دارد، شُلکن دارد، سفتکن دارد، مضیقه دارد، سعه دارد، صحّت دارد، مرض دارد؛ اینها همه چیست؟ قضایایی است که هست و این مسائل انجام خواهد شد. این آب در این نهر و رودخانه همینطور میرود و ما هم نمیتوانیم جلوی جریانش را بگیریم. کاری را که ما میکنیم این است که خودمان را با جریان این نهر وفق بدهیم؛ این مهم است، وإلاّ این عالَم میآید و همینطور میگذرد.
