اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

81
  •  من‌باب‌مثال شما نیّتی در ذهنتان کرده‌اید ـ إن‌شاءاللَه همه‌اش نیّت‌های خوب است ـ که وقتی می‌خواهید به منزل بروید، هدیه‌ای بگیرید و برای مخدّرات و اهل‌بیت ببرید. بالأخره خوب است که انسان در عید یا شب‌های ماه رمضان هدیه‌ای ببرد و باعث تنوّع، فرح، شادی و سرور بشود؛ اینها همه خوب است و همه تبعات و آثار خیر دارد. منظور این است که وضع، وضعیّت مناسبی خواهد شد؛ یک وقت فکرتان جایی نرود. فرض کنید که شما این نیّت را کردید، خب حالا بنده متوجّه بشوم که شما یک‌هم‌چنین نیّتی کرده‌اید، چه اثری دارد؟ چه به من می‌دهند؟ هیچ! نفعش را شما برده‌اید و به من چیزی نمی‌دهند! 

  • نفس مطمئنّه، عامل قطع تعلّقات

  •  حالا بعد از یک زمان و بعد از یک مدّت، وقتی که انسان توجّه می‌کند و این شخص را مقایسه می‌کند با فردی که اصلاً در این مسائل نبوده و ذهن خودش را در تمرکز در یک جهت و رسیدن به او و معرفت او و عبودیّت او قرار داده بدون حشو و زوائد و بدون این مسائل جانبی، اثرش چه است؟ اثرش این است که یک ناراحتی که پیدا می‌کند، دیگر سه سال از کارهایش دست می‌کشد، سه سال برایش تشویش است، چهار سال برایش تشویش است؛ امّا مرحوم آقا تا همان روز آخر مشغول نوشتن است، تا همان روز آخر مشغول تألیف است، تا همان روز آخر مشغول مطالعه است، تا همان روز آخر مشغول تتبّع است. چرا؟ چون نفس آرام است. می‌گویند: «آقا، فردا می‌میری!» می‌گوید: «خب می‌میریم که می‌میریم! فعلاً مطالعۀ‌مان را بکنیم؛ این مطالعه برای امروز است.»

  •  مرحوم آقا نمی‌دانستند که فردا فوت می‌کنند؟! مثل همین چراغ که من دارم می‌بینم، ایشان هم می‌دید که فوت می‌کنند! من پسرشان هستم دیگر، ولی اصلاً یک نفر به‌اندازۀ سر سوزنی متوجّه شد که چه قضیّه‌ای در پیش است؟ ابداً!

  •  بنده خودم شاهد بودم و آن شب در بیمارستان بالای سر ایشان بودم. ایشان سه ساعت بعد فوت می‌کنند، ولی با همه می‌خندید، با همه شوخی می‌کرد، قاه‌قاه می‌خندید. در سی‌سی‌یو به ایشان می‌گفتند: «آقا، خنده برای شما ضرر دارد.» می‌فرمودند:

/ 10