
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
93حلالتر است؛ ولی اگر یک شخص بخواهد به خودش، به کار خودش، به ذکر خودش، به فکر خودش، به مراقبۀ خودش مشغول باشد، با هر کسی ننشیند، با هر کسی صبحت نکند، به کار خودش مشغول باشد و اوقات خودش را به بطالت نگذراند، این شخص صوفی است، این شخص درویش است و مهدور الدّم و باید شهریهاش را قطع کرد و او را بیرون کرد و حوزه را از وجود یکهمچنین شخصی پاک کرد! تعجّب نکنید؛ این را که خدمتتان عرض میکنم مسائلی است که اتّفاق افتاده است!
الحمدللّه! بالأخره امیرالمؤمنینی هم هست، یکی دو روزی صبر میکند، وقتی که دیگر تحمّلش تمام بشود، با همان شمشیری که عَمرو بن عَبدوَد را با آن شمشیر دو نصف کرد و با همان شمشیری که مَرحَب خیبری را انداخت، با همان شمشیر میزند حوزۀ نجف را زیر و رو میکند و دیگر دیّاری را باقی نمیگذارد! تا کِی؟ تا اینکه دو مرتبه خودش از همان شاگردانی که خودش میخواهد بیاورد؛ از همان افرادی که مورد رضای خودش هستند بیاورد و از همان فضلا و شاگردانی که بیایند و امیرالمؤمنین را ترویج کنند، نه هوای نفس را! بیایند امیرالمؤمنین را برای مردم شرح بدهند، بهاندازۀ سعۀشان و بهاندازۀ فهمشان. چه کسی میتواند بیاید علی را توضیح بدهد؟ چه کسی میتواند بیاید امیرالمؤمنین را شرح بدهد؟ دیگر غیر از حسرت و غیر از خسران چیزی برای انسان باقی نمیماند! همینطور حسرت بر انسان بماند؛ مگر امکان دارد؟!
چه چیزی علی را علی کرد؟
چندی پیش یک بنده خدایی آمده بود از بعضی از ناراحتیهای عائلیِ خودش گلایه میکرد که دیگر خلاصه جان ما به لب رسیده است و تحمّل ما تمام شده است. من در بین صحبتهایی که برایش داشتم، این مطلب را به ایشان گفتم: ببین آقا جان، به هر اندازه که پول بدهی آش میگیری! اگر شما توقّع داشته باشی که کنار نهر آب روی تخت روان بنشینی و ملائکۀ مقرّب، غلمان و حورالعین شما را باد بزنند و بعد هم هر از چند دقیقهای یک سینی از شربت خوشگوار خدمتتان تقدیم بشود و شما را به انواع فواکه پذیرایی کنند و در ضمن یک نماز شبی هم بخوانید و به حساب
