
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
98است که الآن افراد نمیتوانند قبول کنند و میگویند: «آقا، این قضیّه دروغ است!» در حالیکه این قضیّه تاریخی است.1 خیلیها که نمیتوانند رد کنند، من شنیدهام که میگویند: «امیرالمؤمنین یک جنّیهای را به صورت دخترش درآورد و آن را تزویج کرد.»2 اگر یک جنّیه را بیاورد تزویج کند و به ازدواجش درآورد که هنر نیست؛ این که نشد! خب اصلاً امیرالمؤمنین یکی را خلق کند؛ او که میتواند خلق کند. مثلاً یک انسانی را خلق کند و بگوید: «بیا برو او را بگیر!» ما چه میفهمیم! یا هزار جور تصرّف کند، یا اصلاً این قضیّه را از ذهن این مردک بیرون بیاورد؛ این را نمیتواند؟! این که دیگر کمترین کاری است که همه انجام میدهند؛ بچّههای این راه میتوانند این کار را انجام بدهند؛ این که دیگر مسئلۀ مهمّی نیست که یک محبّتی را دربیاورد. یک مِیلی را از یک شخص بیرون کشیدن، این یک کار عادی است؛ خیلی عادی! امّا این امیرالمؤمنین باید ساکت باشد و ببیند که بله، اگر به او ندهد اینها میآیند دستش را میبُرّند! و این دختر با او ازدواج کرد و یک پسری آورد به نام زید3 که الآن زید بن عمَر نوۀ خود امیرالمؤمنین است.
ما همینطور یک چیزی میشنویم: «بهبه، چقدر علی خوب بود؛ چقدر علی آدم از خود گذشتهای بود!» امّا اگر یک خُرده بخواهیم وارد در مطلب بشویم و نسبت به مسئله جلو بیاییم، میگوییم: «آقا، اصلاً نخواستیم و نمیخواهیم؛ اصلاً جلوی قضیّه نیاییم و جلوتر نیاییم!»
علّت تأکید بر انتظار فرج در روایات
رجاء باید با عمل توأم باشد و اینها لازم و ملزومِ همدیگر هستند. آن شخصی که
- جهت اطّلاع بر ادلّۀ اثباتِ مسلّم بودنِ این قضیّه در تاریخ، رجوع شود به امام شناسی، ج ١٥، ص ٢٩٦ ـ ٣٠٥.
- رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ٨٢٥ و ٨٢٦؛ بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ١٠٦ و ١٠٧؛ ملاذ الأخیار، ج ١٣، ص ٣١٢؛ مرآة العقول، ج ٢٠، ص ٤٢ و ٤٣.
- رجوع شود به الطّبقات الکبری، ج ٣، ص ٢٠١؛ الثّقات، ابنحبّان، ج ٢، ص ١٤٤؛ نسب قریش، ص ٣٤٩؛ أنساب الأشراف، ج ١، ص ٤٢٨.
