
رسالۀ غناء و موسیقی
بررسی فقهی حرمت غنای لهوی و موسیقی
این رسالۀ فقهی دروس خارج فقه عالم ربانی و عارف صمدانی مرحوم آیةاللَه حاج سیّد محمدمحسن حسینی طهرانی ـ قدس سرّه ـ در سالهای ١٤٢٠و ١٤٢١ ه . ق در حوزه علمیه قم است که موضوع غناء و موسیقی را از نگاه احکام شرع بهطور مبسوط مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند.امتیاز این رساله بر سایر نوشتجات در این است که مؤلّف محترم ـ قدس سره ـ جنبۀ إسقاط تکلیف از دوش مکلف را در استنباط احکام ـ که امروزه بسیار رایج است ـ محور توجه خود قرار ندادهاند؛ بلکه ایصال به واقعیت حکم شرعی در جنبۀ ارتباط عمل با نفس مکلف و اتّصال انسان به عالم ملکوت و تأثیر غناء و موسیقی در رشد یا افول انسان را ملاک استنباط در نظر گرفتهاند، بهعلاوه اینکه در تجزیه و تحلیل مسئله، فقط به قواعد متعارف اصولی و رجالی اکتفا ننموده و شواهد و قرائن مختلف تاریخی، فرهنگی و... در زمان صدور آیات و روایات را نیز در نظر گرفته اند.1 ایشان با بررسی شواهد مختلف به سؤالی که در ذهن بسیاری از افراد مطرح است که آیا در عصر صدور روایاتِ حرمتِ موسیقی، فقط موسیقی لهوی محل ابتلا بوده، پس ادلۀ حرمت ناظر به این نحوه از موسیقی است، یا اینکه ادلۀ حرمت شامل همۀ اقسام موسیقی است، به بهترین نحو پاسخ دادهاند. از دیگر امتیازات این رساله این است که تفصیل حکم موسیقی بر اساس مشترک بودن یا مختص بودن آلات آن به موسیقی لهوی را ـ که در فتاوای معاصرین مطرح است ـ به نحو فنی مورد بررسی قرار داده و رد کرده است. همچنین مسائل جانبی مرتبط با موسیقی، مثل حکم استفادۀ رسانههای گروهی از موسیقی یا مجالس غناء و موسیقی (کنسرت) و خریدوفروش آلات آن و... نیز بیان گردیده است. امتیاز دیگر این رساله تحلیل دقیق مستثنیات حرمت غناء و موسیقی و بررسی مواردی که از این دو عنوان در لسان شارع از حکم حرمت مورد استثناء قرار گرفته است، با نگاه فوقالذکر میباشد.
رسالۀ غناء و موسیقی
59درس سوم:
روایات دالّ بر حرمت غناء
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
در مسئلۀ غناء بیان شد که غناء گرچه در لغت هم به معنای استغناء و هم به معنای حُسن تام و تمام در موضوعی مثل جمال یا صوت است و در هر دو موضوع استعمال شده است، ولی بیشتر در معنای صوت استعمال شده است، یعنی کسی که صوتش کامل است؛ مثلاً میگویند: «صوتُه غنیٌّ» یعنی یستعملُ الغناءَ فی صوته، و هی تُحسِّن صوتَها و تُرَجِّع صوتَها. امّا اصطلاحاً به صوتی اطلاق میشود که همراه با ترجیع و تخفیض و ترفیع و استداره و ادارۀ صدایی باشد که جنبۀ لهو و لعب را موجب شود، یعنی انسان را از حالت اولیّه و انسانیّت به حالت حیوانیّت متبدّل کند.
آن غنای لغوی بعداً در این معنا تشرّع پیدا کرد و جزء حقایق متشرّعه شد و عُرف هم بر همین مطلب دلالت میکند. بهعبارتدیگر نظیر آنچه در علَم بالغلبه میگوییم، معنای غناء کمکم متبدّل به معنای صوتی شد که انسان را از مرتبۀ نورانیّت و انسانیّت به عالم شهوانی و عالم بهیمیّت و حیوانیّت تنزّل میدهد. فلهذا میبینیم که به «صوت حَسَن بدون لهو و لعب» اطلاق غناء نمیشود و در کلمات ائمه علیهم السّلام لفظ غناء بدون قرینه آورده میشود.
روایات دالّ بر حرمت غناء و انصراف آن بر غنای محرّم
در اینجا روایاتی را از اصول کافی جلد ٦ صفحۀ ٤٣١ میآوریم. البته روایات دیگری هم در تهذیب است که بعداً میآوریم.1 در روایت میفرماید:
- رجوع شود به ص ١١٦.
