اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

100
  • نقائصِ او را ترمیم می‌کند و بر عهده می‌گیرد.

  • تلمیذ: بین ملاک در «افتاء» و «اجتهاد» چه تفاوتی وجود دارد؟

  • استاد: افتاء به‌معنای به‌ذمّه‌گرفتنِ دین مردم است. ممکن است مسئله‌ای برای خود انسان از باب ناچاری یا به‌واسطۀ ادلّه‌ای که شخص در دست دارد، روشن شود و به یک مطلبی برسد؛ و ممکن است شخص در مقام فتوا مسئولیت فرد دیگری را بر عهده بگیرد؛ بین این دو صورت تفاوت بسیاری است. یک‌وقت انسان برای خود کاری انجام می‌دهد، و یک‌وقت کنار خیابان به فردی می‌گوید: «بیا تا من هدایتت کنم!»

  • تلمیذ: اگر مسئله برای مجتهد مقطوعٌ‌به باشد، تبعیت از آن ذاتی است.

  • استاد: خیر، اولاً مسئلۀ تبعیت از مجتهد در ضروریات که اصلاً مطرح نیست، عمده تقلید در غیرضروریات است؛ ثانیاً در غیرضروریات هم نه در عموم احکام، بلکه در آن مسائلی است که به جنبه‌های مصالح کلی مربوط نباشد؛ و لذا ممکن است مسئله مقطوعٌ‌به نباشد.

  • فتوادادن به طهارت و نجاست و اینکه «سبحان‌اللَه» دو یا سه مرتبه گفته شود، آن‌قدر مهم نیست؛ اینها مسائلی متعارف است که انسان از لسان روایات می‌فهمد و خود حضرات نیز نسبت به این قضایا اعتنا نکرده‌، قائل به تسامح شده‌اند. مشکل در قضایایی نظیر مسائل ولایی، حکومتی، دم و عِرض است که ممکن است به مصالح کلی و سعادت و شقاوت یک فرد ارتباط داشته باشد، و در اینجا اجتهاد صرف کافی نیست.

  • به‌عنوان مثال از اینکه امام علیه‌السّلام در بیت‌الخلاء به دامنش آب می‌پاشد که در صورت ترشح حمل بر طهارت شود، معلوم می‌شود که خود ائمه قائل به تسامح و اغماض در این امور هستند. همین‌طور اگر شخصی فتوا دهد که متنجس اول منجّس نیست و بر مردم سهل بگیرد، به جایی بر نخواهد خورد.

  • عدم دلالت تعبیر «شریعت سهله» در امر استنباط احکام شرعیه

  • البتّه «شریعت سهله و سمحه» در ارتباط با مقلدین است و کار مجتهد به همین آسانی نیست. مجتهد نمی‌تواند هر فتوایی که می‌خواهد بدهد، و هر قاعدۀ برائت و حِلّی را جاری کند. اگر قاعدۀ حِلّ تنقیح شود، معلوم می‌گردد که «شریعت سهله و سمحه»

/ 22