ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
104«حبس ثلاثة ایام» برای مرتد ملی بهجهت تخفیف است؛ چون این شخص قبلاً مسیحی و دارای افکار نصرانیت بوده است، اسلام برای او علاوهبر استتابۀ اولیٰ، مهلت و تخفیفی قرار داده است. این حکم عین عدل است که با هرکسی بهمقتضای موقعیت و ملاحظۀ جوانب عمل شود.
تأثیر عناد و انکار در مسئلۀ ارتداد
روایت چهارم روایت جابربنیزید جعفی است:
عن أبیعبدِاللَه علیه السّلام، قال: أُتی أمیرُالمؤمنین علیه السّلام برجلٍ من بنی ثَعلَبة قد تَنصّر بعد إسلامِه فشَهِدوا علیه، فقال له أمیرالمؤمنین علیه السّلام: «ما یقول هؤلاء الشهودُ؟» فقال: «صدَقوا و أنا أرجِع إلی الإسلامِ.» فقال: «أما أنّک لو کذَّبتَ الشهودَ لَضربتُ عنقَک، وقد قبِلتُ منک فلا تعُد؛ فإنّک إن رجعتَ لم أقبَل منک رجوعًا بعدَه.»1
«از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: مردی از بنیثعلبه که بعد از اسلامآوردن نصرانی شده بود، به نزد امیرالمؤمنین علیه السّلام آورده شد. حضرت به وی فرمود: ”این شاهدان چه میگویند؟“ گفت: ”آنها راست گفتند و من الآن به اسلام برمیگردم.“ حضرت فرمود: ”بدان که اگر شاهدان را تکذیب مینمودی، گردنت را میزدم! توبهات را پذیرفتم اما دیگر تکرار نکن! چراکه اگر بار دیگر به نصرانیت بازگردی دیگر توبهای را از تو نخواهم پذیرفت.“»
در این روایت بیانی از استتابه به میان نیامده است.
تلمیذ: اگر شهود را تکذیب میکرد، در حقیقت ارتداد خودش را رد میکرد؛ پس چرا حضرت میفرمایند: «اگر تکذیب میکردی، گردنت را میزدم»؟
استاد: چون در اینجا شهود صادق بودهاند و تصدیق و تأییدشان مسلّم بوده است؛ بنابراین با تکذیب شهود عناد او مشخص میشود. این شخص از یک طرف اظهار ارتداد میکند، و از یک طرف بهواسطۀ تکذیب شهود، انکار ارتداد میکند. وقتی عناد او مشخص شد، معلوم میشود که قصد ایذاء، اضرار و افساد دارد.
- وسائلالشیعه، ج ٢٨، ص ٣٢٨.
