ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
46هم بهخاطر پیغمبرش تکویناً عداوتِ طرفین را به وجود آورد تا زید زینب را طلاق دهد و پیغمبر او را بگیرد!»1 ـ مرتد اطلاق نمیکنید؟! چرا این قضیهای را که ما نسبت به یک فرد عادی برنمیتابیم در مورد رسول خدایی که در کنگرۀ عرش، مسکن و مأوی گزیده است و اصلاً نمیتواند از آن مقام تنازل نماید، سکوت میکنیم و از کنار آن میگذریم؟!
بنده در مقام دفاع از سلمان رشدی نیستم و او را فردی آلت استعمار و نویسندۀ اینتلیجنت سرویس2 میدانم، اما مسئلۀ بینش اجتماعی نسبت به مسائل غرب، بسیار مهم و ضروری است.
تطابق مسئلۀ آزادی اندیشه با حکم عقل و شرع
باری، امروزه مسئلۀ آزادی فکر و اختیار انسان در القاء مبانی مختلفه، بهعنوان یک اصل مهمّ قابلقبول جامعۀ بشری مطرح است. این آزادی فکر، صرف نظر از ادلۀ شرعیۀ ﴿قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبَٰلِغَةُ﴾3 یا ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ * ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾4 و همینطور ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾5 و نیز ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾6 و امثالذلک، منطبق با ادلۀ عقلیه و اختیار انسان است.
- جامع البیان (تفسیرالطبری)، ج ٢٢، ص ١٠؛ الدرالمنثور، ج ٦، ص ٦١٤.
- IntelligenceService (سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا).
- سوره انعام (٦) آیه ١٤٩. امامشناسی، ج ١٧، ص ٣١٤، تعلیقه:
«بگو: اختصاص به خدا دارد حجت و دلیلی که میرسد و در جای خود مینشیند.» - سوره زمر (٣٩) آیه ١٧ و ١٨. نورملکوتقرآن، ج ٢، ص ٢٨٦:
«بنابراین ای پیغمبر! بشارت بده بندگان مرا * آنان که گفتار را میشنوند و گوش میدهند، اما از بهترین و نیکوترینِ آن پیروی مینمایند.» - سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦. روحمجرد، ص ٤١٣:
«خداوند بر کسی تکلیف نمینماید مگر بهقدر سعه و گسترش او.» - سوره طلاق (٦٥) آیه ٧. امامشناسی، ج ١، ص ١١٢:
«تکلیف نمیکند خداوند به کسی مگر بهاندازۀ آن چیزی را که به او داده است.»
