ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
61«رجوع» و از مادۀ «ردّ» است. ابنمنظور میگوید:
الرَّدُّ صَرفُ الشیء و رَجعُه، و الردُّ مصدرُ رَدَدتُ الشیءَ. و ردَّه عن وجهه یرُدّه ردًّا و مرَدًّا و تَردادًا: صرَفَه.1
«رَدّ» در لغت به معنای رجوع و بازگشت و «صَرفُ الشیء» است. ردّ به این میگویند که انسان یک چیزی را از مسیرش به حالت اول برگرداند. وقتی کتابی را به یک شخصی میدهید، و او کتاب را به شما برمیگرداند و ارجاع میدهد، میگویند: «رَدَّهُ».
«و أمرُ اللَه لا مَرَدَّ له»2 یعنی هیچ بازگشت و رجوعی در امر خدا نیست و امر او بتّی و قطعی است و یک وجهه و مَآل بیشتر ندارد؛ یعنی اینطور نیست که امر خداوند بیاید و یک صارفی بخواهد آن را برگرداند.
و الإسمُ الرِّدّة، و منه الرّدّةُ عن الإسلام أی الرجوعُ عنه و ارتَدَّ فلانٌ عن دینِه إذا کفَر بعدَ إسلامِه.3
سیرۀ متشرعه در بهکارگیری لفظ ارتداد
«إرتَدَّ» نیز به همین معناست، و اسم مصدرِ آن «رِدَّه» است.
«اصحاب ردّه» به افرادی میگفتند که از دین برمیگشتند. بعد از پیغمبر اکرم، بسیاری به حکومت ابیبکر رضایت ندادند و قبول نکردند؛ و چون زکات ندادند آنها را مرتد دانسته، میگفتند: هرکسی به حکومت اسلام زکات ندهد، مردودٌ و مرتدٌّ عن الإسلام. و لذا آنها را کافر میدانستند و با آنها قتال میکردند. پس همین جهت ارتداد در زمان خود پیغمبر اکرم نیز لحاظ میشده است.4و5
- لسانالعرب، ج ٣، ص ١٧٢، مدخل «ردد».
- همان.
- همان.
- امامشناسی، ج ١٢، ص ٣٧:
«باید دانست که جنگهای ردّه که در زمان ابوبکر به وقوع پیوست بر دو گونه بوده است:
اول: بهعلت ارتداد واقعی آنها از دین اسلام همچون جنگ با مُسیلمه کذّاب و با عنسی کذّاب و با طُلیحه و غیرهم.
دوم: بهعلت عدم تمکین آنها از خلافت ابوبکر.» - النهایة، ابن اثیر، ج ٤، ص ١٨٧: ←
