ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
64ابنمنظور گوید:
و لم یُرِد رِدّةَ الکفرِ و لهذا قیّده بأعقابِهم؛ لأنّه لم یَرتدَّ أحدٌ من الصحابةِ بعده، إنّما ارتدّ قومٌ من جُفاةِ الأعراب.
«مقصود پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم از ارتداد در اینجا کفر نیست؛ بلکه ارتداد از بعضی واجبات است. و به همین دلیل است که قید ”بأعقابهم“ را بیان نموده است؛ چراکه احدی از صحابه بعد از پیغمبر مرتد نگشتند، و فقط بعضی از جفاکاران و ستمپیشگان اعراب مرتد شدند.»
اهمیت ادراک صحیح از معنای لفظی کلمۀ ارتداد در فهم فقهی از این مبحث
بنابراین، طبق آن چیزی که در لسان و سایر کتب لغت آمده است، «رَدّ» به معنای برگشت و رجوع، و معنای «ارتداد» نیز رجوع از دین است. مِنبابمثال اگر شخصی صرفاً نماز نخواند، نمیگویند که او از دین رجوع کرده است. رجوع از دین، یعنی عدم قبول دین، یعنی نفیالاسلام و نفیالرسالة.
ما باید به این نکته دقت کنیم؛ زیرا اگر ابتدای بحث، معنای لغوی «ارتداد» روشن نشود، بعداً در تعارض روایات و اقوال فقهاء، مشکلاتی به وجود میآید. اما اگر از اول معنای ارتداد بهخوبی روشن شد، ما در مندوحه واقع میشویم.
گذشت که «رَدّ» به معنای رجوع است؛ پس شخصی که منتحل به یک نحله و متدین به یک ملت و دینی است و بعد از آن دین دست برمیدارد و رجوع میکند، چنین شخصی را مرتد میگویند. این معنا، معنای ارتداد است، نه فردی که فهمش به قضایا نرسیده و میگوید: من فلان مسئله را در این دین قبول ندارم.
سابقاً بعضی از شُعوب گفته بودند که مسئلۀ «قصاص» یک عملِ غیر انسانی است.1 در اینجا نمیتوان گفت که شخص با گفتنِ این حرف واقعاً مرتد شده است.
یکوقت شخص هزار محمل درست میکند و مثلاً میگوید: «این حکم معلوم نیست مربوط به این زمانه باشد. امروز فرهنگ عوض شده است و این احکام مربوط به زمان گذشته بوده است.» اما یکوقت شخص میگوید: «اگر خود پیغمبر هم الآن
- رجوع شود به ص ٤٤.
