ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
81استاد: خیر، فرمایش ایشان این بوده است که: دلیلی ندارد همۀ مطالب اهلسنت خلاف باشد.
تلمیذ: ایشان فقه شیعه را حاشیهای بر فقه اهلسنت میدانستند.
استاد: همینطور است.
لزوم اطلاع کامل بر تاریخ اسلام در استنباط احکام
تلمیذ: بنابر آنچه که میفرمایید، باید ذرهذرۀ کلّ تاریخ و قرائن حالیه را نیز بهدست آورد.
استاد: بله، فقه یعنی همین؛ فقه یعنی بررسی آن فهم عرفی و قرائن و شواهدی که در هنگام نزول شرع و یا در استمرار و بقاء آن، مورد توجه بوده است.
استفادۀ مرحوم علامه طهرانی از یک حکایت تاریخی در تأیید استنباط حرمت موسیقی
هشت سال پیش1 یک روز مرحوم والد مرا صدا زده و درحالیکه کتابی را از یک نویسندۀ مصری به دست داشتند، فرمودند: «بیا ببین که این یک حکایت تاریخی در این کتاب، چطور فهم انسان را نسبت به مسائل عوض میکند.» حکایت این بود:
یک روز هارونالرشید با فضلبنیحیی برمکی و عدهای دیگر به شکار رفته بودند. فضل بهدنبال شکار از هارون و سایرین جدا میافتد و به راهی میرود تا به خیمهای میرسد. میایستد تا آبی بگیرد و چیزی بخورد که آن شخص میبیند در دست فضل یک تار است. تار را از فضل میگیرد و میشکند!
فضل میگوید: «چرا شکستی؟»
میگوید: «این آلت حرام است، و این در دست تو چه میکند؟!»
دعوایشان میشود، و به نزد هارون میآیند.
هارون میگوید: «چرا این تار را شکستی؟ این مال متعلق به خودش است.»
میگوید: «این آلت موسیقی و حرام است؛ من نهی از منکر کردم و آن را شکستم.»2
بنابراین، اگر آن موقع فهم عرفی این بود که از این آلات میتوان دو استفادۀ
- حوالای سنۀ ١٤١١ هجری قمری. (محقق)
- رجوع شود به رسالۀ غناء و موسیقی، ص ١٣٥.
