ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
95برای فقیه پیدا میشود؛ و این نکتۀ مهمی است.
اکثر اطلاقات مصطلح در مقام اجمال هستند نه اطلاق؛ و این بهجهت آن است که اصولیین به کیفیت و نحوۀ تکلم متکلم پی نبردهاند. بازگشتِ نوددرصدِ اشتباهات اصولیین در خلط اجمال و اطلاق به این است که «نحوۀ بیان مسئله» را متوجه نشدهاند.
گاهی منظور متکلم فقط بیان حکم بهنحو اجمال است. اگر مقصودْ بیان حکم باشد و مثلاً بگوید: «یا ابنرسولاللَه! یک نفر که از اسلام برمیگردد، چهکار باید کرد؟» در اینجا راوی فقط میخواهد حکم اجمالی رجوع از اسلام را بداند و لذا امام علیهالسّلام هم مرتدّ ملی یا فطری و سایر کیفیاتِ ارتداد را اصلاً مدّنظر قرار نمیدهند.
بهعبارتدیگر بنابر اصطلاحِ منطقیون، در اینجا فقط اِخبار از «مای شارحه» است و «مای حقیقیه» مدّنظر نیست.1 مِنبابمثال متکلم گاهی با «مای شارحه» سؤال میکند که: «فلان گیاه چیست؟» و در جواب میگویند: «این گیاهی است که آن را در آش میریزند و میخورند» در این صورت از حقیقت و خصوصیات این گیاه چیزی گفته نمیشود.
اما گاهی منظور متکلم تشخیص و تعیین موضوع است، و مثلاً سؤال میکند که: «فلان گیاه چیست؟» و در جواب میگویند: «در فلانجا میروید؛ فلان خواص و خصوصیّات را دارد؛ برای فلان امراض مفید است و موارد استعمالش چنین است.» این اِخبار از «مای حقیقیه» است.
نتیجه اینکه صورت اول، اِخبار اجمالی، و صورت دوم، اخبار حقیقی است. فرق مقام اجمال با مقام اطلاق آن است که در مقام اجمال، منظور متکلم صرف بیان اجمالی مسئله است، نه بیان تفصیلی.2
- گرچه در اینجا بنابر ممشای قوم سخن گفته شد، اما سابقاً گذشت که «مای شارحه» معنی ندارد.*
* رجوع شود به سایت مکتب وحی، دروس، اسفار، درس ٨٠، ص ٧. - لذا سابقاً گفته شد که بین «اطلاق» و «عموم» هیچ تفاوتی وجود ندارد، الاّ آنکه در عموم، الفاظ دالۀ بر عموم است، اما در اطلاق، لفظِ دال بر عموم نیست.
«عموم» و «اطلاق» از نقطهنظر مصداق، متفاهم عرفی و دلالتِ دالِّ کلامی و لفظی، دلالت تام دارند بر جمیع افراد و مصادیقشان. هر دو بر ترتّبِ حکم بر جمیع افراد و مصادیق خود دال هستند؛ و از این نقطهنظر هیچ اختلافی بین «اطلاق» و «عموم» وجود ندارد.
- گرچه در اینجا بنابر ممشای قوم سخن گفته شد، اما سابقاً گذشت که «مای شارحه» معنی ندارد.*
