
رساله طهارت انسان
بررسی فنی و فقهی طهارت ذاتی مطلق انسان
کتاب «رساله طهارت انسان» اثر نفیس حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره میباشد. در این کتاب با ذکر دلیل و بیان شواهد به اثبات رسیده که همه انسان ها اعم از مسلمان و کافر و اهل کتاب، طهارت ذاتیه دارند. نجاست مذکور در متون دینی مربوط به نجاست و کدورت باطنی است نه نجاست ظاهری. و آنچه در آیه کریمۀ { انما المشرکون نجس} ذکر شده صرفاً به جهت مسائل سیاسی و قذارتهای روحی و معنوی است و برای این مدعیٰ شواهدی کثیر، برخاسته از قرآن و روایات و تاریخ و سیره ائمه اطهار علیهم السلام، ذکر شده است. • اهم قرائن و شواهدی که بدان استناد شده: کثرت استعمال لفظ نجس در معنای نجاست باطنی در متون دینی، عدم ممانعت از ورود مشرکین به مسجد الحرام و مناظرۀ اهل بیت علیهمالسلام با ملحدین در این مکان مقدس، جواز همغذا شدن با مشرکین، جواز اطعام مشرکین به مسلمین، جواز بردهگرفتن از کفار و مشرکین و اهل کتاب، جواز دایه گرفتن اهل کتاب و مشرکین برای بچهشیرخوار؛ و سایر شواهد و قرائن. • مضاف بر این، مؤلف محترم به نقد و بررسی آراء و انظار علماء و فقهاء نیز پرداخته و مواضع خبط و خطای آنها را نیز متذکر شدهاند.
رساله طهارت انسان
67ـ إلیٰ آخِرِ الخبرِ.»1
٥. کذلک اخبار و روایاتی که حاکی از ورود اهلکتاب و مشرکین به مسجد رسول خدا در مدینه میباشد؛ چنانچه بعضی جواز دخول آنان را به استناد آیۀ شریفۀ: ﴿وَإِنۡ أَحَدٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٱسۡتَجَارَكَ فَأَجِرۡهُ حَتَّىٰ يَسۡمَعَ كَلَٰمَ ٱللَهِ﴾،2 جایز میدانند، و عدم جواز دخول را به جهت غرض و داعیِ دنیوی میشمارند.
و محصّل کلام آنکه: با توجّه به روایات مذکوره و قرائن و شواهدِ بر مسئله، به نظر میرسد علّت عدم رواج دخول مشرکین و اهلکتاب به مسجدالحرام صرفاً به جهت تعظیم و تفخیم و احترام آن مکان مقدّس بوده است، و إلاّ نفس دخول، مانع و رادعی نداشته است.
و امّا مطلب پنجم اینکه: با توجّه به مطالب گذشته و عدم ظهور آیۀ شریفه در نجاست ظاهری و یا حدأقل شکّ در انعقاد ظهور، اصل بر طهارت آنها و عدم اجتناب از ملاقات با آنها میباشد؛ مگر اینکه دلیل خاص از سنّت، مؤیّد قذارت ظاهری گردد. بنابراین، حکم به اجتناب و عدم اقتراب مشرکین به مسجدالحرام،
- الغیبة، نعمانی، ص ٩٩؛ بحار الأنوار، ج ١٠، ص ٢٢. ترجمه:
«ابیایّوب مؤدّب که مربّی بعضی از فرزندان امام صادق علیه السّلام بوده است از پدرش نقل میکند: هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم وفات نمود، مردی از فرزندان حضرت داوود علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام وارد مدینه شد و کوچهها را خالی یافت، پرسید: ”چه شده است؟“ ...
گفتند: ”اندکی صبر کن.“ امیرالمؤمنین علیه السّلام از یکی از درهای مسجد وارد شده و نزدیک آمدند. مردم گفتند: ”به نزد این جوان برو.“ پس برخاست و به نزد حضرت آمد، وقتی به حضرت نزدیک شد عرض کرد: ”تو علیّ بن أبیطالب هستی؟!“ ...» (محقّق) - سوره توبه (٩) آیه ٦. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٩٢:
«و اگر یک نفر از مشرکین به تو پناه آورد، تو او را پناه بده تا گفتار خدا را بشنود! و سپس او را به مأمنش (محلّ امن و امان و سکون خاطر، و دوری از خاطرات نفسانیّه و شیطانیّه، و حرم خدا) برسان و واصل گردان! این به جهت آن است که ایشان جماعتی هستند که نمیدانند.»
- الغیبة، نعمانی، ص ٩٩؛ بحار الأنوار، ج ١٠، ص ٢٢. ترجمه:
