اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج9

37٬622
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

سرای جاوید

امام شناسی ج9

139
  • بر این دو طایفه مى‌تازد.

  •  یعنى نه از علوم عقلى و جَوَلان أندیشه بهره‌اى داشت، و نه از علوم باطنى و سرّى و قلبى توشه‌اى برداشته بود، فلهذا صرفاً به ظواهرى از كتاب و سنّت بدون إدراك محتواى آنها دل بسته و بدان قانع شده، و همچون خوارج خشك، و بى‌محتوى، عالم و خلقت و دنیا و آخرت و خدا و شیطان و سعادت و شقاوت را با همان فكر و اندیشۀ ساختگى تخیّلى خود، بنا نهاده و بر طبق آن حكم خود را مجرى ساخته است.

  •  او كتاب خود را كه به نام مِنْهَاجُ السُّنَّة فی نَقْضِ کَلاَمِ الشّیعَةِ وَ الْقَدَریّة است، در ردّ کتاب علاّمۀ حلّی: مِنْهَاجُ الْکَرَامَة فی مَعرِفَةِ الإمَامَة نوشته است.

  •  علاّمۀ حلّى كتاب «منهاج الكرامه» را در استدلال بر إمامت على بن أبی‌طالب و أفضلیّت آن حضرت از جمیع خلایق بعد از رسول خدا، براى سلطان محمّد خدابنده (الجایتو) نوشته است، و در آن كتاب از آیات قرآن و احادیث مسلّمه در نزل أهل تسنّن مطالبى را آورده است، كه جاى شك و تردید نیست.

  •  سلطان محمد خدابنده كه در اثر مباحثۀ علاّمۀ حلّى در سال ٧٠٧ هجرى با فقهاى بزرگ مذاهب اربعۀ تسنّن (حنفى و حَنْبَلی و شافِعی و مالكى) و محكوم و مُفْحَم شدن آنها، دانست كه حقّ با شیعیان و مذهب راستین در مكتب تشیّع است، دست از مذهب دیرین خود برداشته، و شیعه شد، و به تمام أمصار و شهرها نوشت تا در خطبه‌ها نام خلفاى ثلاثه را حذف كنند و نام على بن أبی‌طالب و أئمّۀ دوازده گانه شیعه را ببرند،1 و در مساجد و تكایا نام آن بزرگواران را كه فقهاى أهل بیت و إمامان راستین هستند، بنگارند و نقش كنند، و رسمیّت مذهب‌

  •  

    1. در «مجالس المؤمنین»، در مجلس هشتم ضمن ترجمۀ حال سلطان خدابنده، در ص ٤٠٣ گوید: و حكم رفت كه در تمامت ممالك ایران زمین خطبه كنند، و نام صحابه سه گانه را از خطبه بیندازند و بر نام أمیرالمؤمنین على و إمام حسن و إمام حسین علیهم السلام اختصار نمایند. و در سنۀ تسع و سبعمائة تغییر سكّه كردند و از نام صحابه به نام أمیرالمؤمنین على، اختصار نمودند، و حیّ علی خیرالعَمَل در أذان إظهار كردند، و در تمام ممالكِ الجایتو سلطان این معنى منتشر شد مگر در قزوین. و مذهب مهجور شیعه رونقى و رواجى تمام گرفت.
/ 15