اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج9

37٬622
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

سرای جاوید

امام شناسی ج9

65
  • أحْنَف آمد و به او خبر داد كه اینك در اینجا زُبَیر است كه دارد از این سرزمین عبور مى‌كند. أحْنَف گفت: من با زبیر چه كارى باید بكنم؟ او میان دو گروه بزرگ از مردم را جمع كرده كه با یكدیگر جنگ كنند و برخى برخى را بكشند، و اینك خودش بطور سلامت به منزل خود باز مى‌گردد.

  •  چند نفر از بنو تمیم خود را به زبیر رساندند و از میان آنها عَمْرُو بْنُ جُرْمُوز سبقت کرده و خود را به زبیر رسانید، در حالیکه زبیر پیاده شده بود و آمادۀ نماز بود (و به او گفت: آیا تو إمام من می‌شوی یا من إمام تو شوم؟) و زبیر إمام او برای نماز شد. عَمْرُو بْنُ جُرْمُوز در حال نماز زبیر را کشت در سن هفتاد و پنج‌سالگی. و بعضی گفته‌اند: أحْنَف بن قَیْس بواسطۀ أفرادی که از قوم خود گسیل داشت زبیر را کشته است و در حقیقت او قاتل زبیر است.

  •  عَمْرُو بْنُ جُرْمُوز شمشیر و انگشترى و سر زبیر را نزد أمیرالمؤمنین علیه السّلام آورد، و بعضى گفته‌اند: سر را نیاورده است. حضرت فرمود: سَیْفٌ طَالَما حَلاَ الْکَرْبَ عَنْ (وَجْهِ) رَسُولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم لَکِنَّهُ الْحَیْنُ وَ مَصَارِعُ السُّوءِ، وَ قَاتِلُ ابْنِ صَفِیَّةَ فِی النَّارِ.1 

  •  «چون چشم حضرت به شمشیر زُبَیر افتاد فرمود: این شمشیرى است كه چه بسیار در مدّت‌هاى دراز، غُصّه و أندوه را از (چهرۀ) رسول خدا زدوده است و برطرف نموده است، و لیكن محنت و هلاكت به رو در افتادن و زمین خوردن در لغزشگاه‌هاى ناپسند، كار زبیر را بدینجا كشانید، و كشنده پسر صفیّه (زبیر) در آتش است».

  •  براى آنكه زبیر را غیلة و غَفْلة كشت، و در اسلام فَتْک نیامده است و كشتن به طور غفلت كه در امروز آن را ترور نامند جائز نیست. و علاوه در كشتن زُبَیر خودسرى نموده و بدون دستور إمام او را كشته است. زبیر اینك دست از جنگ برداشته و به راه دیگر مى‌رفت، به چه مجوّز شرعى بدون إجازۀ إمام او را كشت؟

  •  و امّا سرگذشت طلحه این‌طور شد كه: او با جماعتى از أصحابش مشغول جنگ‌

  •  

    1. «مروج الذّهب» ج ٢، ص ٣٧٢ و ص ٣٧٣.
/