اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج9

37٬622
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

سرای جاوید

امام شناسی ج9

94
  • رهبرى مى‌نمائیم:

  •  ١ ـ أبُوهُرَیره تألیف آیة الله علاّمه سیّد شرف الدِّین عَاملی تَغَمَّده الله برضوانه.

  •  ٢ ـ أ أبُوهُرَیْرة: شَیْخُ الْمَضِیَرة تألیف عالم و فقیه مستبصر شیخ مَحْمُود أبُورَیَّة.

  •  أمیرالمؤمنین علیه السّلام در أیّام جنگ صفیِّن نامه‌اى براى معاویة بن ابى سفیان نوشتند و آن را به دست أصْبَغ بن نُبَاتَه سپردند، تا آن را به معاویه برساند.

  •  أصْبغ مى‌گوید: من بر معاویه وارد شدم و او بر روى نطْعى از چرم دبّاغى شده نشسته بود، و بر دو بالش سبز رنگ تكیه زده بود، و در طرف راست او عَمْرو بن عَاصٍ، و حَوْشَب، و ذُوالْکَلاَع، و در طرف چپ او برادرش: عُتْبَة بن أبی‌سُفْیان، و ابن عَامِر بن کریز، و وَلید بن عَقَبَة، وَ عَبْدالرَّحْمن بن خَالِد، وَ شَرْحبیل بن سَمْط بودند، و در برابر او أبُوهُرَیره، و أبُودَرْدَآء، و نُعْمان بن بَشِیر، و أبُوأمَامۀ بَاهِلِیّ قرار داشتند.

  •  من نامه را به معاویه دادم، و چون آن را قرائت كرد، گفت: على كشندگان عثمان را به ما نمى‌سپارد؟! 

  •  من گفتم: إى معاویه! خون عثمان را بهانه مگیر! تو سلطنت و حكومت را مى‌خواهى! و اگر مى‌خواستى عثمان را در زمان حیاتش نصرت كنى، مى‌كردى! و لیكن تو آن‌قدر دست به دست كردى، و تمهّل و تربّص نمودى كه عثمان را بكشند، و تو بهانۀ خون عثمان را وسیله براى وصول به پادشاهى خود قرار دهى! 

  •  معاویه از گفتار من خشمگین شد. و من خواستم بر خشم او بیفزایم، فلهذا رو به أبُوهُرَیْره كرده، گفتم: اى صحابى رسول الله! من تو را قسم مى‌دهم به آنكه هیچ معبودى به جز او نیست، و به پنهان و آشكار داناست، و به حقِّ حبیب او: مصطفى صلّى الله علیه و آله و سلّم كه به من خبر دهى: آیا تو در روز غدیر خُمّ حضور داشتى؟! گفت: آرى! حاضر بودم.

  •  من گفتم: دربارۀ على چه شنیدى كه رسول خدا مى‌گفت؟! 

  •  گفت: شنیدم كه مى‌گفت: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ. اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ! وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ! وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ!

  •  من گفتم: پس اى أبو هریره! تو ولایت دشمن على را أخذ كردى، و با ولىّ‌

  •  

/ 0