اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج10

39٬953
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

سرای جاوید

امام شناسی ج10

34
  • هشت روایت از ابن عَساکر دربارۀ آیۀ إنذار و حدیث عشیره‌

  •  و ابن عساکر دمشقی دربارۀ آیۀ إنذار، و جمع عشیره، و إقامۀ وزارت علی علیه السّلام؛ هشت روایت در جزء اوّل از مجلّد أمیرالمؤمنین علیه السّلام از شمارۀ ١٣٥ تا شماره ١٤٢ آورده است.

  •  روایت ١٣٥ را با سند متّصل خود از سالم از علی بن أبی طالب علیه السّلام می‌آورد؛ و پس از بیان قضیّه، در آخر آن رسول خدا می‌فرماید: مَنْ یُوَازِرُنی عَلَی مَا أنَا عَلَیْهِ وَ یُبَایِعُنی عَلَی أنْ یَکُونَ أخی وَ لَهُ الْجَنَّةُ؟ پیامبر فرمود: «کدام یک از شما وزارت مرا به عهده می‌گیرد، در این اموری که من واجد آنها هستم، و با من بیعت می‌کند که برادر من باشد؟ و در این صورت از برای او بهشت است».

  •  من گفتم: أنَا یَا رَسُولَ اللهِ! وَإنِّی لَأحْدَثُهُمْ سِنًّا وَ أحْمَشُهُمْ سَاقًا. آن قوم ساکت شدند و سپس گفتند: ای أبو طالب آیا پسرت را نمی‌بینی؟! أبو طالب گفت: او را واگذارید؛ چون دربارۀ پسر عمویش از هیچ خیری دریغ ندارد1.

  •  روایت ١٣٦ را با سند متّصل خود، از ربیعة بن ناجذ، از علی بن أبی طالب علیه السّلام روایت می‌کند که، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بنی عبد المطّلب را طلبیدند؛ و روایت را با إعجاز در آن مجلس بواسطۀ سیر شدن همگی از برّه‌ای، و سیراب شدن همگی از قدح، و کم نشدن از آن برّه و قدح بیان می‌کند؛ و سپس پیغمبر می‌فرماید:

  •  یَا بَنی المُطَّلِبِ! إنِّی بُعِثْتُ إلَیْکُمْ خَاصَّةً وَ إلَی النَّاسِ عَامَّةً، وَ قَدْ رَأیْتُمْ مِنْ هَذِهِ الْآیَةِ مَا رَأیْتُمْ! فَأیُّکُمْ یُتَابِعُنِی عَلَی أنْ یَکُونَ أخِی وَ صَاحِبی؟! 

  •  «ای پسران مطّلب! حقّاً من به سوی شما بالخصوص، و به سوی مردم عموماً مبعوث شده‌ام! و شما در این مجلس معجزه را که دیدید، دیدید! پس کدام یک از شما از من متابعت می‌کند، بر اینکه برادر من باشد، و مصاحب من باشد»؟! علی علیه السّلام می‌گوید: یک نفر برنخاست؛ و من برخاستم؛ و از همه آنها کوچکتر

  •  

    1. «تاریخ دمشق» جلد أمیرالمؤمنین جزء أوّل ص ٨٣ و ص ٨٤.
/