اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مباحث فقهی

مباحثی در احکام شرکت و ضمان و قصاص و دیات و ...

34٬727
فقه واصول

کتاب شریف «مباحث فقهی» مجموعۀ مکتوبِ‌ هفت‌ سخنرانی از حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که در مسجد قائم طهران، برای عموم مردم، پیرامون برخی احکام فقهیِ مبتلیٰ‌به، با بیانی شیوا ایراد فرموده‌اند که کیفیت بیان و شیوه ارائۀ احکام توسط چنین بزرگمردی می‌تواند برای مبلّغینِ دین مبین اسلام - علاوه بر اطلاع بر برخی آراء اختصاصی ایشان - راه‌گشا و راهنما باشد. مهم‌ترین مباحث مندرج در این اثر: • احکام اجتهاد و تقلید • وجوب رجوع به مجتهد جامع‌الشرایط در زمان غیبت • حرمت رجوع به طاغوت برای فصل خصومت • بیان قسمتی از رسالۀ حقوق امام سجاد علیه‌السلام • احکام برخی ابواب فقهی همچون:‌ «احکام شرکت»، «احکام و مسائل کفار ذمّی و حربی»، «احکام ضمان»، «احکام قصاص و دیات» • نمونه‌ای از خطبۀ عقد و بیان صیغۀ عقد ازدواج • تاریخچۀ مهرالسنّة • لزوم ترغیب مسلمانان به مهرالسنّة • ایجاد محبّت بین عروس و داماد به‌واسطۀ مهرالسنّة

سرای جاوید

مباحث فقهی

60
  • هبه و وقف نیست که وقتی تمام شرایطش تام نباشد بتوانند آن را برگردانند. انسان در هبه می‌تواند برگرداند و در وقف تا هنگامی که انسان آن مال را در قبضِ متولّی قرار نداده است می‌تواند از آن برگردد؛ امّا در ضمان همین‌که عقد ضمان بسته شد دیگر لازم است و اگر طرفین پشیمان هم بشوند دیگر فایده‌ای ندارد.

  •  ولیکن در یک صورت، فسخ از طرف مضمون‌ٌ‌له جایز است و حقّ فسخ دارد، و آن صورتی است که این شخصِ ضامن که ضمانت کرده است، مُعسِر باشد (یعنی قادر بر اداءِ آن مورد ضمانت نباشد) و مضمون‌ٌ‌له هم جاهل باشد به اینکه ضامن مُعسِر بوده است. ضامن پیش این شخص آمده و گفته است: «شما تعهّد من را برای آن طلبی که از زید دارید، قبول می‌کنید؟» درحالتی‌که خودش ندارد و نمی‌تواند بپردازد؛ مضمون‌ٌ‌له هم گفته است: «قبول دارم» ولی نمی‌دانسته است که او ندارد. در این صورت مضمون‌ٌ‌له حقّ فسخ دارد و می‌گوید: «این عقد ضمانی را که بستیم، فسخ کردم؛ چون من نمی‌دانستم که شما مُعسِر هستید.» مُعسِر: یعنی ندارید و نمی‌توانید از عهدۀ آن بربیایید. این یک صورت.

  •  صورت دیگر این است که مضمون‌ٌ‌له یا ضامن یا هر دو برای خودشان در ضمن عقد ضمان، حقّ فسخ بگذارند. مثلاً شخصِ ضامن به مضمون‌ٌ‌له می‌گوید: «من از طرف زید برای شما ضامن می‌شوم ولی حقّ فسخ هم می‌گذارم که هر وقت خواستم این ضمانت را فسخ کنم، یا از الآن تا دو روز، یا از الآن تا یک ماه من بتوانم فسخ کنم.» یا اینکه مضمون‌ٌ‌له برای خودش حقّ فسخِ مطلق یا محدود به زمانی بگذارد، یا هر دو برای خودشان حقّ فسخ بگذارند؛ در همۀ این موارد می‌توانند حقّ فسخ بگذارند و اشکالی ندارد.

  •  

/ 0