اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج13

48٬277
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

سرای جاوید

امام شناسی ج13

126
  •  أبو بكر گفت: من خارج شدم پس از آن برگشتم تا دیدار و عهدم را با تو تجدید نمایم! عمر گفت: من از مدینه بیرون نرفتم براى آنكه دوست نداشتم أحوال تو را از قافله بپرسم!

  •  رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود: نَفّذُوا جَیشَ اسَامَةَ! نَفّذُوا جَیشَ اسَامَةَ! سه بار فرمود: «جیش اسامه را بیرون برید! جیش اسامه را حركت دهید.» و سپس از ناراحتى و تَعَبى كه پیدا كرده بود و از غصّه و أسفى كه بر وى عارض شده بود، بیهوش شد1. لحظه‌اى بیهوش ماند و مسلمین صدا به گریه بلند كردند و ناله و زارى از زنان و أولاد آن حضرت و زنان مسلمین و جمیع حضّار از مسلمانان بالا گرفت.

  • امر رسول خدا به آوردن قلم و دوات براى نوشتن وصیت‌

  •  در این حال رسول خدا صلى الله علیه و آله به هوش آمد و نگاهى به آنها نمود و گفت: ائْتُونِى بِدَواةٍ وَ کتِفٍ لِأکتُبَ لَکمْ کتَاباً لَا تَضِلّوا بَعْدَهُ أبَداً! «دوات و كتف براى من بیاورید تا من براى شما نوشته‌اى بنویسم كه در أثر آن ابداً گمراه نشوید!»

  •  در این حال نیز پیامبر بیهوش شد. بعضى از حاضران برخاستند تا دوات و كتفى بیاورند. عُمَر گفت: ارْجِعْ فَإنّهُ یهْجُرُ «برگرد! او هذیان مى‌گوید.» آن مرد برگشت و

    1. آية الله سيّد شرف الدين عاملى در «الفصول المهمّة» طبع دوم ص ٩٠ گويد: اسامه هفده ساله بود که رسول خدا وى را بر آنان امارت داد بنابر قول أظهر. و گفته شده است: هجده ساله، و گفته شده است: نوزده ساله، و گفته شده است بيست ساله. و کسى نگفته است که از بيست سال بيشتر داشته است. رسول اکرم اين جوان نو خاسته را أمير آنها نمود براى آنکه گردن بعضى از گردنکشان را بپيچد و سرکشى و شموسى (چموشى) چموشان و قلدران را برگرداند و زمينه امن و ايمنى فراهم آورد براى آينده که در صورت تأمير يکى از آنان تنافس و نزاعى پيدا نشود. امّا ايشان به خوبى از تدبير رسول خدا آگاه بودند، و اوّلًا در تأمير اسامه طعن زدند، و ثانياً از سير و حرکت با وى تثاقل ورزيدند، و ثالثاً از جُرْف تجاوز نکردند تا رسول خدا به پروردگارش ملحق شد، و رابعاً اهتمام نمودند تا بعث اسامه را لغو کنند و لواء برافراشته را بگشايند و فرود آورند و اسامه را عزل نمايند، و خامساً افراد کثيرى از ايشان از معيّت و همراهى با اسامه تخلّف نمودند. اين پنج مورد است که در اين سَريّه نصوص صريح رسول الله و تأکيد جلىّ او را زير پا گذاشتند و رأى خود را در اين گونه از امور سياسى بر رأى رسول خدا مقدّم داشتند و اجتهاد روشن در برابر تعبّد و نصّ نمودند.
/ 15