اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج13

48٬277
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

سرای جاوید

امام شناسی ج13

156
  • و نشان كتباً اعلام كند.1

  • علت ننوشتن رسول خدا نامه را بعد از نسبت هذیان به او

  •  بحث هفتم: علت عدم كتابت رسول خدا صلّى الله علیه و آله است در وقتى كه عمر و همراهانش برنخاسته بودند و نرفته بودند، كه چون بعضى از حضّار از پیامبر خواستند كه: اینك ما براى تو آنچه را خواسته بودى بیاوریم؟! فرمود: نه! بعد از این سخنانى كه گفتید، لازم نیست.

  •  در اینجا ممكن است كسى بگوید: چه اشكال داشت كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله بعداً چنین مكتوبى را مرقوم مى‌فرمودند و نزد أمیر المؤمنین و یا عبّاس عموى خود مى‌گذاردند تا براى همه حجّتى قاطع باشد، آن هم در مثل این موضوع خطیر كه سعادت امّت را متكفّل است و ایشان را از ضلالت نجات مى‌دهد؟

  •  پاسخ آن است كه: شرائط و موقعیت چنان بود كه اگر رسول خدا صلّى الله علیه و آله این كار را مى‌كردند حزب مخالف مى‌گفت این كاغذ را رسول خدا از روى هَجْر و خَبْط دماغ ـ عِیاذاً بِالله ـ نوشته است و در این صورت تمام كلمات او در حال مرض حجّیت ندارد. قرائن و شواهد طورى نشان مى‌دهد كه بدین مرحله تعدّى مى‌نمودند. آن كسى كه در حضور رسول خدا و در نزد جمعیت أصحاب و زنان در پشت پرده چنین نسبتى بدهد آن انكار و نسبت هَجْر نیز براى او آسان بود كما اینكه به صدّیقه كبرى‌

    1. ابن حجر در «الصواعق المحرقة» در اواخر فصل ٢ از باب ٩، ص ٧٥ گويد: رسول خدا صلّى الله عليه و آله در مرض موت در حجره مبارکه خود در وقتى که مملوّ از جمعيّت بود فرمود: أيّها النّاس يُوشک أن اقبضَ قبضاً سريعاً فيُنطلق بى، و قد قدّمتُ إِلَيکم القولَ معذرةً إِلَيکم، ألا إنّى مُخَلّفٌ فيکم کتابَ ربى عزّ و جلّ و عترتى أهل بيتى. ثم أخذ بيد علىّ فرفعها فقال: هذا علىّ مع القرآن، و القرآن مع علىّ لا يَفْترقان حتّى يَردَا عَلَىّ الحوضَ. الحديث. «اى مردم نزديک است مرا به زودى و به سرعت قبض کنند و ببرند و براى رفع عذر شما نزد خدا من گفتارم را براى شما تقديم مى‌کنم: آگاه باشيد که من در ميان شما دو جانشين از خود مى‌گذارم، کتاب پروردگارم و عترتم که اهل بيت منند. و سپس دست على را گرفت و بلند کرد و گفت: اين على با قرآن است و قرآن با على است و اين دو تا از هم جدا نمى‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.» اين حديث را نيز در «المراجعات» طبع اول، ص ١٥ و ١٦ از «الصّواعق» نقل کرده است.
/ 288