اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج13

48٬277
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

سرای جاوید

امام شناسی ج13

93
  • امید اسلام و هدایتشان.

  •  همه آن كافران از ارحام بلكه بعضى از ارحام قریب رسول خدا بودند و در حقیقت حكم وصله تن و فرزند را داشتند اما فرزند خودخواه و مغرور، كه براى اطفاء نور پیامبر قریب پانصد كیلومتر از مكّه به مدینه حركت مى‌كنند آن هم با چنین كیفیتى براى آنكه ریاست و امارت دست تو نیفتد و ما زیر بار حكم تو نرویم.

  •  اما این جهالت بود، جهالت عمیق توأم با صفات كبر و حَسَد و كینه‌توزى و انتقام و طمع. و در برابر این همه زشتیها پیامبر مى‌فرمود: اللّهُمّ اهْدِ قَوْمى فَإنّهُمْ لا یعْلَمُونَ‌1. «بار پروردگار من! قوم مرا هدایت كن، زیرا این كردار آنها ناشى از جهل است.»

  •  ابن ابى الحدید، از واقدى نقل مى‌كند كه: سعد بن ابى وقّاص مى‌گوید: سوگند

    1. روضة الصّفا» مير خواند طبع سنگى، جلد دوم و در «سفينة البحار» ج ١، ص ٤١٢ گويد: قال القاضى عياض فى «الشّفاء»: و روى انّه لمّا کسرت رباعيّته و شجّ وجهه يوم احُد، شقّ ذلک على اصحابه شديداً و قالوا: لو دعوت عليهم! فقال: إنّى لَم ابعث لعّاناً و لکنّى بعثت داعياً و رحمةً. اللهم اهد قومى فإنّهم لا يعلمون! ثمّ قال القاضى بعد رواية اخرى قريبةٍ من ذلک، انظر ما فى هذا القول من جماع الفضل و درجات الإحسان و حسن الخلق و کرم النّفس و غاية الصّبر و الحلم اذ لم يقتصر صلى الله عليه و آله و سلّم على السّکوت عنهم حتّى عفى عنهم ثمّ أشفق عليهم و رحمهم و دعا و شفّع لهم فقال: اللهمّ اغفر أو اهد، ثمّ أظهر بسبب الشّفقة و الرحمة بقوله: لقومى، ثمّ اعتدز عنهم بجهلهم فقال: فانّهم لا يعلمون.
      أقول: چه خوب شاعر پارسى زبان در وصف آن حضرت سروده است:
      اى قمر طلعت و مکى مطلع‌ ** مَدَنى مهد و يمانى برقع‌
      شقّه برقع تو برق افروز ** لمعه نور رُخت برقع سوز
      ليلة القدر ز مويت تارى‌ ** وحى منزل ز لبت گفتارى‌
      با تو آنان كه درِ جنگ زدند ** دُرّ دندان تو را سنگ زدند
      گوهرين جام لبت را خستند ** ساغر دولت خود بشكستند
      دُر دندانت به خون پنهان شد ** رشته لؤلؤ تو مرجان شد
      گوئيا صيرفى مُلك و مَلَك‌ ** زد از آن سنگ زرت را به محك‌
      لا جرم حُقّه‌ات از ضربت سنگ‌ ** اهدِ قومى به برون داد آهنگ‌
/ 436