اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج1

66٬536
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد اول از این مجموعه پیرامون «رابطه باطنی دنیا و آخرت» و «حرکت انسان به سوی باطن دنیا» سخن به‌میان آمده است. مهمترین مباحث این مجلّد: • فرق مؤمن و کافر در پیروی از عقل و حسّ • معنای زینت و غرور بودن دنیا • دنیا، ظاهر حیات و آخرت، باطن آن است • علت ترس از مرگ • اشتیاق به مرگ، شاخص مؤمن • معنای دنیای مذموم • راه بهشت، صبر در ناملایمات است • مرگ و خواب از یک مقوله‌اند، با شدّت و ضعف • در حال خواب با بدن مثالی هستیم • عمل فرشتگانِ قبض روح و ملک الموت، عین عمل خداست • کیفیت قبض روح افراد مختلف، از مؤمن و کافر و ستمگر • قبض روح و مشاهدات در حال مرگ، با باطن است • مرگ، تطهیر و تزکیه است • در آخرت،‌ متاع عبودیت و تقویٰ خریدار دارد

سرای جاوید

معاد شناسی ج1

141
  • قم بودند، نامه‌هائى به ایشان مى‌نوشتند و درباره بعضى از مسائل غامضه و حوادث واقعه استمداد مى‌نمودند.

  •  حقیر در مدّت هفت سال كه در نجف أشرف براى تحصیل مقیم و مشرّف بودم، هفته‌اى یكى دو بار به منزلشان میرفتم و یك ساعت مى‌نشستم. با آنكه بسیار اهل تقیه و كتمان بود، در عین حال از واردات قلبیه خود در دوران عمر چه در اصفهان و چه در نجف اشرف مطالبى را براى من نقل مى‌فرمود؛ مطالبى كه از خواصّ خود بشدّت مخفى مى‌داشت.

  •  منزلش در محلّه حُوَیش بود و در اطاق كوچكى در بالاخانه بسر مى‌برد و اوقاتش در آنجا مى‌گذشت. و هر وقت به خدمتش مشرّف مى‌شدم و از واردات و مكاشفات و یا از حالات و مقامات بیانى داشت، بمجرّد آنكه احساس صداى پا از پلّه‌ها مى‌نمود گرچه شخص وارد از أخصّ خواصّ او بود، جمله را قطع میكرد و به بحث علمى و فقهى مشغول مى‌شد تا شخص وارد چنین پندارد كه در این مدّت ما مشغول مذاكره و بحث علمى بوده‌ایم.

  •  میفرمود: من در دوران جوانى كه در اصفهان بوده‌ام، نزد دو استاد بزرگ: مرحوم آخوند كاشى و جهانگیرخان، درس اخلاق و سیر و سلوك مى‌آموختم، و آنها مربّى من بودند.

  •  به من دستور داده بودند كه شبهاى پنجشنبه و شبهاى جمعه بروم بیرون اصفهان، و در قبرستان تخت فولاد قدرى تفكّر كنم در عالم مرگ و ارواح، و مقدارى هم عبادت كنم و صبح برگردم.

/ 156