اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج1

66٬536
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد اول از این مجموعه پیرامون «رابطه باطنی دنیا و آخرت» و «حرکت انسان به سوی باطن دنیا» سخن به‌میان آمده است. مهمترین مباحث این مجلّد: • فرق مؤمن و کافر در پیروی از عقل و حسّ • معنای زینت و غرور بودن دنیا • دنیا، ظاهر حیات و آخرت، باطن آن است • علت ترس از مرگ • اشتیاق به مرگ، شاخص مؤمن • معنای دنیای مذموم • راه بهشت، صبر در ناملایمات است • مرگ و خواب از یک مقوله‌اند، با شدّت و ضعف • در حال خواب با بدن مثالی هستیم • عمل فرشتگانِ قبض روح و ملک الموت، عین عمل خداست • کیفیت قبض روح افراد مختلف، از مؤمن و کافر و ستمگر • قبض روح و مشاهدات در حال مرگ، با باطن است • مرگ، تطهیر و تزکیه است • در آخرت،‌ متاع عبودیت و تقویٰ خریدار دارد

سرای جاوید

معاد شناسی ج1

182
  • تكامل است، و در هر لحظه سیرى دارد و عالمى را پشت سر گذارده و از آن عبور مى‌كند و به عالمى نوین وارد مى‌شود تا بالاخره به شكل پروانه‌اى زیبا با بال و پر عجیب و چشمان درخشان بیرون مى‌آید.

  • وسعت اطّلاع در حال تجرّد و خلع مادّه‌

  •  انسان هم همینطور است. ارواحى كه مى‌میرند معدوم نمى‌شوند، همه زنده‌اند. تا هنگامى كه با بدن مادّى بودند سیر و تكامل آنها بواسطه بدن بود؛ و بدن مانع از سیرهاى خارق‌العاده و أعمال شگفت انگیز مى‌گشت، ولى بعد از مردن دیگر بدنى نیست، حجاب زمان و مكان و مادّه نیست، بنابراین ارواح قویه با مجرّد اراده خود كارهاى عجیب مى‌كنند.

  •  امروز روز پنجم ماه رمضان است، همه ما میل داریم هنگام غروب افطارى بدهیم، اگر میتوانستیم سفره‌اى مى‌انداختیم بین مشرق و مغرب عالم، و تمام مؤمنین و مؤمنات را بر سر این سفره دعوت مى‌كردیم.

  •  امّا نمى‌توانیم؛ چون بین مشرق و مغرب عالم نمى‌توانیم حركت كنیم، سفره‌اى به این درازا نداریم، دعوت خود را به جمیع روزه داران عالم نمى‌توانیم برسانیم، آن‌قدر مال نداریم.

  •  امّا چون انسان از دنیا برود و حجاب زمان و مكان و مادّه و علائق را ترك كند و از قیود و حدود عالم طبع و مادّه مستخلص شود میتواند چنین إطعامى بكند با كمال سهولت، به همان سهولت و آسانى كه ما الآن در نیت و تصوّر ذهنى خود میتوانیم این افطاریه را بدهیم.

/ 693