اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج5

45٬322
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد پنجم از این مجموعه پیرامون «تتمۀ حقیقت عالم قیامت و وقایع آن» و «حقایق ملکوتی عالم قیامت» سخن به‌میان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • در قیامت، موجودات با ربطِ خود به خدا، ظهور دارند • در قیامت حقیقت توحید، ظهور می‌یابد • اعراض از یاد خدا موجب نابینایی در قیامت است • پنهانی جنبۀ وجه‌الخَلقی و ظهور جنبۀ وجه‌اللهی در قیامت • اگر انسان نفس را معالجه کند وجهۀ الهی موجودات را در دنیا می‌بیند • معاد بازگشت به خدا و شهود وجه‌اللَه است • در قیامت،‌ مؤمنان تحت تجلیات جمالیه و کافران تحت تجلیات جلالیه‌اند • قیامت در عرض عالم نیست بلکه به آن احاطه دارد • برزخ و قیامتِ انسان در خود اوست • در قیامت در عین نور و اشراق، کفار و فجّار محجوبند • نور آخرت را باید از دنیا با خود برد • انکار معاد توسط مادیون مبتنی بر اصول علمیّه نیست • شرحی از داستان اصحاب کهف

سرای جاوید

معاد شناسی ج5

45
  • و چون اینك به وزارت منصوب شده و خلعت وزارت در بر كرده است چنین اندیشید كه چون شب میشود و تاریكى عالم را فرامیگیرد، من از كوفه با سر و پاى برهنه به زیارت مى‌آیم.

  •  چون شب فرا رسید و سیاهى جهان را گرفت، با سر و پاى برهنه تنها فریداً وحیداً از كوفه به سمت نجف مى‌آید.

  •  راوى این داستان حسن بن حسین بن علىّ بن طهّال میگوید:

  •  جدّ من كه كلید دار بقعه متبرّكه آن حضرت بود شب در خواب بود. در رؤیا دید أمیر المؤمنین علیه السّلام را كه به او میگویند: برخیز و بنشین و براى دوست ما و ولىّ ما عمران بن شاهین درِ بقعه را باز كن!

  •  جدّ من علىّ بن طهّال از خواب بر مى‌خیزد و شمع‌ها را روشن میكند و در را باز میكند كه ناگهان مى‌بیند شیخى به طرف مرقد منوّر مى‌آید.

  •  چون شیخ به حرم مطهّر رسید، علىّ بن طهّال به او میگوید: بِسْمِ الله یا مَوْلانا؛ بفرمائید اى مولاى ما!

  •  عمران میگوید: كیستم من؟

  •  جدّ من میگوید: شما «عمران بن شاهین» هستید!

  •  عمران میگوید: من عمران بن شاهین نیستم!

  •  جدّ من میگوید: بلى شما عمران بن شاهین هستید! اینك أمیر المؤمنین علیه السّلام در خواب نزد من آمدند و امر كردند برخیزم و در را باز كنم براى دوست و ولىّ آن حضرت عمران بن شاهین.

/ 294