اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج10

45٬597
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد دهم از این مجموعه پیرامون «حقیقت اعراف»، «حقیقت بهشت» و «حقیقت جهنم در قیامت» سخن به‌میان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • صفات و خصوصیات نفسانیۀ «اهل أعراف» • أعراف، موقف اهل عرفان است • رجال أعراف، اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند • بهشت و دوزخ در ملکوت زمین است • بهشت و جهنم در حال حاضر، آفریده شده‌اند • معنای صحیح «لا إکراهَ فی الدّین» • شجرۀ طوبیٰ، درخت ولایت است • بهشت، حقیقت ولایت است • بهشت لقاء و جنّت ذات • بهشت قیامت، طلوع عالَمِ نفْس است • کیفیت پیدایش دوزخ • خلقت شیطان بر اساس مصلحت است • مسألۀ «امر بین الأمرین» از اسرار علوم است • اعتماد به دنیا، آتش است • بقاءِ عذاب و تناوب آن، مربوط به معصیت‌های نفس است • حقیقت جهنم، حجاب و بُعد از رحمت خداست • ریشۀ جهنم، یأس از رحمت خداست • خلود و جاودانگی در بهشت و جهنم • پاسخ به اشکالات وارده بر خلود

سرای جاوید

معاد شناسی ج10

95
  • بِه، میوه أمیر المؤمنین، و سیب میوه سید الشّهداء، و انار میوه حضرت زهراء سلام الله علیهم است‌

  •  حضرت رسول در این حال حدیث معراج را بیان كردند تا بدینجا رسیدند كه فرمودند: و سپس جبرئیل علیه السّلام دست مرا گرفت و داخل در بهشت نمود، و من بسیار شادان بودم.

  •  من در بهشت برخورد كردم با درختى كه از نور بود و آن درخت داراى تاجهائى از نور بود، و در پاى آن درخت دو فرشته بودند كه زینت آلات و حلّه‌ها را در هم مى‌پیچیدند. و من جلو رفتم و سیب‌هائى دیدم كه هیچ سیبى را به آن عظمت و بزرگى ندیده بودم. و من یك دانه از آن سیب‌ها را برداشتم و شكافتم، یك حوریه از آن بیرون آمد كه گوئى مژگان چشمهایش چون پرهاى جلوى بالهاى باز شكارى بود.

  •  من گفتم: اى حوریه! تو متعلّق به كیستى؟! حوریه گریست و گفت:

  •  لِابْنِكَ الْمَقْتُولِ ظُلْمًا: الْحُسَینِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ عَلَیهِمُ السَّلَامُ.

  •  «براى پسر مظلوم تو كه از روى ستم كشته مى‌شود: حسین بن علىّ بن أبى طالب علیهم السّلام.»

  •  و باز مقدارى به جلو رفتم، و برخورد كردم با رُطَبى كه از كره نرم‌تر و از عسل شیرین‌تر بود. یك دانه از رطب را برداشتم و خوردم، و من اشتهاى به خوردن آن داشتم. آن یك دانه رطب در صُلب من تبدیل به نطفه شد، و چون به زمین فرود آمدم با خدیجه آمیزش نمودم و او به فاطمه بار برداشت.

/ 693