
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
کتاب شریف «تفسیر آیه نور» نسخۀ مصحّح و منقّحِ ده مجلس از مجالس حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در تفسیر آیۀ «اللَه نور السماوات و الأرض» میباشد که همراه با مقدمۀ نفیس فرزند بزرگوارشان حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه به زیور طبع آراسته شده است. مرحوم علامه در این اثر ارزشمند، بر اساس تفسیر آیۀ مذکور، به بیان معارف بلند عرفانی پرداخته، و با بیانی جذاب پرده از حقایق ناشکفتۀ این آیۀ شریفه بر میدارد. همچنین در ضمن بحث به طرحِ مبانی تفسیری، و مبانی حکمی و عرفانی، و نقد و بررسی مکتبهای مختلف در مواجهه با توحیدِ ذات باریتعالی و اسماء و صفات الهی، و معنای معرفت نفس، میپردازند و به شیوهای بیبدیل از برخی حقایق و رموز عالم توحید پردهبرداری میکنند. مهمترین مباحث کتاب: • نقد و بررسی آراء وهابیون و اخباریون در تفسیر آیه نور • توضیحی روان از مبنای تفسیری «وضع الفاظ برای معانی عامه» • خدا را باید با خودِ خدا شناخت • باید از غیر خدا گذشت تا به خدا رسید • مکتبهای مختلف درباره ذات و افعال حق تعالی • منزهّه و مشبّه هر دو اشتباه میکنند • بطلان مکتب حلول و اتحاد • انبیاء و ائمه علیهمالسلام دارای دو مکتب استدلال و عرفان بودهاند • آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند • برای شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فروبست • بحثی شیوا پیرامون روایت «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ نَفسَه» • بحثی مبسوط و شیوا پیرامون صفات جمال و جلال و نقد و بررسی برخی آراء فلسفی
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
58لیلی را یک نظر از دور ببینم؛ چرا؟ برای این آتشِ فراقی که تمامِ شکم من را، احشاء من را، سینۀ من، بین این أضلاع من را دارد میسوزاند، یک کمی این آتش فروکش کند، یک کمیسرد بشود.»
فَقالَت نِساءُ الحَیِّ تَطمَعُ ﺃن تَرَی *** بِعَینَیکَ لَیلَی مُت بِداءِ المَطامِعِ رفتم در قبیلۀ لیلی، «زنهای قبیلۀ لیلی گفتند: چه میگوئی تو؟! با این دو تا چشمت میخواهی لیلی را ببینی؟! بمیر به آن دردِ طمع، عجب طمعی داری تو! تو با این دردِ طمع باید بمیری، و به این آرزو نخواهی رسید.»
و کَیفَ تَرَی لَیـلَی بِعَینٍ تَرَی بِها *** سِـواها و ما طَهَّـرتَها بِالمَـدامِـعِ «چگونه میتوانی لیلی را ببینی با این چشمیکه با این چشم غیر او را دیدهای؟! و بعد از اینکه غیر او را دیدی با اشک آثار دیدن غیر را پاک نکردهای؟!» خیلی عجیب میگوید! عجیب است! واقعاً که این اشعار یک کتاب حکمت است.
و تَلتَـذُّ مِنها بِالحَدیثِ و قَد جَرَی *** حَدیثُ سِواها فی خُروقِ المَسامِعِ «تو میخواهی از گفتگوی با لیلی لذّت ببری! در حالتیکه آواز غیر لیلی که به گوش تو خورده، هنوز در گوش توست، و استخوانهای صماخ تو هنوز دارد صدا میکند، آن آهنگها در گوشَت دارد صدا میکند، آنوقت میخواهی از صحبت لیلی لذّت ببری؟!»
پس کسی که بخواهد لیلی را ببیند نمیتواند غیر لیلی را ببیند، و نمیتواند سخن غیر لیلی را بشنود.
کلام مرحوم صدر المتألهین رضوان اللَه علیه در باب عشق
این یک بحثی است. مرحوم صدرالمتألّهین ـ رضوان اللَه علیه ـ [مطلبی] در باب عشق أسفار دارد،1 و این مرحله را به اثبات میرساند که: اصلاً عشق به بدن
- جهت اطّلاع پیرامون نظرات صدر المتألهین ـ رحمة الله علیه ـ پیرامون عشق و انواع مراتب آن به الحکمة المتعالیه فی الأسفار الأربعة العقلیة، ج ٢، ص ٢٢٢ الی ٢٤٥؛ ج ٧، ص ١٤٨ الی ١٩١؛ الله شناسی، ج ١، ص ١٤٩ الی ١٥١، مراجعه شود. (محقّق)
