اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رساله لب اللباب در سیر و سلوک أولی الألباب

86٬797

علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه «رساله لب اللباب» را که اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانیِ علامه طباطبائی ـ قدّس سرّه ـ است به همراه تنقیحات و اضافاتی، به رشتۀ تحریر و تقریر درآورده‌اند.   این کتابِ نفیس به تصدیق اهل نظر دارای بیانی شیوا و جامعیتی در بیان مراتبِ نفس و ایمان، کیفیت سیروسلوک، و لزوم استمداد از تربیت استاد کامل می‌باشد که به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده و در برخی از دانشگاه‌های معروف و معتبر دنیا به عنوان منبع تدریس رواج یافته است.  اهم مطالب مندرج:  • مقام و منزلت انسان در عالم امكان  • لزوم حرکت انسان به سمت خدا با تمام شراشر وجود  • ضرورت حركت در مسير عرفان و توحيد و فراگیری علوم باطنی  • فرق مكتب توحيد با ساير مكاتب؛ و علل معارضه  با آن  • سیر و سلوک در اصطلاح عرفا  • آثار مراقبه در وجود سالک و مراحل آن  • لزوم التزام سالک به امور شرعی  • راه شناخت استاد کامل و لزوم استمداد از او  • شرح تفصيلى عوالم دوازدهگانۀ مقدّم بر عالم خلوص  • شرح تفصیلی طریق و کیفیت سیر و سلوک  • نفس سلوک و فناء در ذات احديّت، تنها هدف سالک   • طریقۀ احراق تنها راه وصول به حقیقت  • نفی خواطر یکی از مهمّات وصول به مقصد    و مطالب نفیس دیگری كه اطّلاع بر آنها مسير حركت سالك را روشن‏تر، استقامت او را بيشتر، عزم و اراده او را راسخ‏تر و وى را در مقابله با وسوسۀ خنّاسان محفوظ و مصون خواهد داشت.

سرای جاوید

رساله لب اللباب در سیر و سلوک أولی الألباب

66
  • جمیع آداب و عادات و رسوم اعتباریّۀ اجتماعیّه که سدّ راه خدا.

  •  هستند دست بردارد. و این را عرفاء تعبیر به جنون مى‌نمایند زیرا مجنون به رسوم و عادات مردم آشنائى ندارد و به آنها وقع نمى‌گذارد و مدح و ذمّ آنها را به دیدۀ بى‌اعتنائى مى‌نگرد و از حرکت و قیام آنها بر علیه او خوف و وحشتى به خود راه نمى‌دهد و تغییر روش در خود نمى‌دهد.

  • اى دل آن به که خراب از مى گلگون باشى***بى‌زر و گنج به صد حشمت قارون باشى
  • در مقامى که صدارت به فقیران بخشند***چشم دارم که به جاه از همه افزون باشى‌
  • تاج شاهى طلبى گوهر ذاتى بنما***ار خود از گوهر جمشید و فریدون باشى
  • کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش‌***کى روى ره ز که پرسى چه کنى چون باشى‌
  • نقطۀ عشق نمودم به تو هان سهو مکن‌***ورنه چون بنگرى از دائره بیرون باشى
  • ساغرى نوش کن و جرعه بر افلاک نشان‌***تا به چند از غم ایّام جگر خون باشى؟
  • جهاد اکبر

  •  چون سالک به توفیق حضرت ربّانى موفّق به هجرت گردید و از عادات و رسوم پاى درکشید قدم در میدان جهاد اکبر مى‌نهد و آن‌

  •  

/