اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توحید علمی و عینی

122٬275

کتاب نفیس «توحید علمی و عینی» اثر بی‌نظیر حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی می‌باشد که مشتمل بر سلسله مکاتباتِ حِکَمی و عرفانی، پیرامون تفسیر دو بیت از عطار نیشابوری، میان حکیم عالیقدر آیة‌اللَه حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (کمپانی) و حکیم و عارف بلندپایه آیة‌اللَه حاج سیداحمد کربلائی قدّس‌اللَه‌سرّهم بوده که هر کدام از آن دو بزرگوار طبق مذاق خود، یعنی مذاق حکمت و مذاق عرفان، به تفسیر این شعر، و نقد و بررسی نظر دیگری پرداخته‌اند. از آنجا که این مکاتبات، مشتمل بر مباحث دقیق توحید عرفانی و حِکَمی بوده است، حضرت علامه طباطبائی در ضمن درسهایی در حوزۀ علمیّۀ قم، تذییلات و محاکمات شش‌گانه‌ای بر سه مکتوبِ رد و بدل شده از هر کدام، نگاشتند؛ ولی ادامۀ آن به دلایلی متوقّف شد. لکن حضرت علامه آیت‌اللَه طهرانی، هشت تذییل در تتمّۀ تذییلات علامه طباطبائی، بر چهار مکتوب دیگر از هر کدام از آن دو بزرگ، تحریر فرموده و همراه با مقدّمه‌ای پیرامون هویّت مکاتبات و شرح حال بزرگان مزبور، این کتاب بی‌بدیل را به زیور طبع آراسته و محقّقین حکمت و عرفان را برای ادراک توحید حقیقیِ برخاسته از این مکتوباتْ فراخواندند. مباحث دقیق توحیدی پیرامون «حقیقت صرف الوجود و مقام اطلاقی حق»، «مسئله عینیت صفات با ذات الهی و کیفیت انتشاء اسماء و صفات از ذات حق»، «کیفیت احاطۀ علت بر معلول و مسئله دقیق اضافۀ اشراقیه»، «مسئله دقیق اعتبارات وجود: لابشرط، بشرط‌لا، بشرط شیء» از جمله مباحث عمیق و ارزشمندی است که می‌تواند طالبان حکمت و عرفان را به کعبۀ مقصود رهنمون باشد.

سرای جاوید

توحید علمی و عینی

130
  •  گاهى وحدت بینند، و مى‌گویند: كه یكى هست و هیچ نیست جز او.1

  •  و گاهى كثرت بینند و گویند:

  • خیز تا بر کلْک این نقّاش جان أفشان کنیم‌***کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت‌2
  •  و گاهى وحدت در كثرت بینند، و گویند:

  • این همه عکس مى و نقش مخالف که نمود***یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد3
  •  و گاهى كثرت در وحدت بیند و گویند:

  • هر چه از نَعت جلال آید و از وصف جمال‌***همه در روى نکوى تو مُصوّر بینم‌
  •  و سابقاً عرض شد: تجلّى فعلى إلهى، مناط موجودیت أشیاء است، نه مناط موجودیت واجب؛ و ناقض عدم أشیاء است، نه ناقض عدم واجب؛ و لا نعنى بالموجودیة إلّا ذلک.

  •  تعارف و تواضع، و خود را هیچ شمردن مقام آخر است. و هر كه در دعوى كشف و شهود انحصار موجود را در واجب، و خیال بودن ممكنات را نماید؛ معارض كلمات و نصوص صریحه از خاندان عصمت كه منبع كشف حقیقى هستند خواهند بود.

  •  و أمّا مسئله اندماج حقایق فى الواجب تعالى، در همان نوشته فرق بین حقایق‌

    1. از ترجيح بند معروف و مشهور آقا سيّد أحمد هاتف اصفهانى است که:
      که يکى هست و هيچ نيست جز او ** وحده لا اله إلّا هو
    2. از غزلى از حافظ شيرازى است؛ و مطلع آن اين است:
      بلبلى برگ گلى خوش‌رنگ در منقار داشت‌ *** و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌هاى زار داشت‌
      («ديوان حافظ»، طبع پژمان، ص ٢٠).
    3. از غزلى از حافظ شيرازى است و مطلع آن اين است:
      عکس روى تو چو در آينه جام افتاد *** صوفى از خنده مى در طمع خام افتاد
      («ديوان حافظ، طبع پژمان، ص ٧٩).
/ 9