کتاب نفیس «توحید علمی و عینی» اثر بینظیر حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی میباشد که مشتمل بر سلسله مکاتباتِ حِکَمی و عرفانی، پیرامون تفسیر دو بیت از عطار نیشابوری، میان حکیم عالیقدر آیةاللَه حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (کمپانی) و حکیم و عارف بلندپایه آیةاللَه حاج سیداحمد کربلائی قدّساللَهسرّهم بوده که هر کدام از آن دو بزرگوار طبق مذاق خود، یعنی مذاق حکمت و مذاق عرفان، به تفسیر این شعر، و نقد و بررسی نظر دیگری پرداختهاند. از آنجا که این مکاتبات، مشتمل بر مباحث دقیق توحید عرفانی و حِکَمی بوده است، حضرت علامه طباطبائی در ضمن درسهایی در حوزۀ علمیّۀ قم، تذییلات و محاکمات ششگانهای بر سه مکتوبِ رد و بدل شده از هر کدام، نگاشتند؛ ولی ادامۀ آن به دلایلی متوقّف شد. لکن حضرت علامه آیتاللَه طهرانی، هشت تذییل در تتمّۀ تذییلات علامه طباطبائی، بر چهار مکتوب دیگر از هر کدام از آن دو بزرگ، تحریر فرموده و همراه با مقدّمهای پیرامون هویّت مکاتبات و شرح حال بزرگان مزبور، این کتاب بیبدیل را به زیور طبع آراسته و محقّقین حکمت و عرفان را برای ادراک توحید حقیقیِ برخاسته از این مکتوباتْ فراخواندند. مباحث دقیق توحیدی پیرامون «حقیقت صرف الوجود و مقام اطلاقی حق»، «مسئله عینیت صفات با ذات الهی و کیفیت انتشاء اسماء و صفات از ذات حق»، «کیفیت احاطۀ علت بر معلول و مسئله دقیق اضافۀ اشراقیه»، «مسئله دقیق اعتبارات وجود: لابشرط، بشرطلا، بشرط شیء» از جمله مباحث عمیق و ارزشمندی است که میتواند طالبان حکمت و عرفان را به کعبۀ مقصود رهنمون باشد.
توحید علمی و عینی
43ولى منزل او دور است. باید كمر به جدّ و جهد ببندید! و از بیابانهاى طولانى، و هفت وادى خطرناك عبور كنید! چون این هفت وادى طىّ شد، در آنجا كوهى است به نام كوه قاف كه سلطان مرغان: سیمرغ در آن جا منزل دارد.
توصیف هدهد برای طیور، عظمت و جلالت سیمرغ را
در این جا هدهد با بسیارى از طیور كه آمده بودند؛ مانند بلبل، و طوطى، و طاووس، و كبك، و باز، و درّاج، و موسیجه، (مرغى است شبیه به فاخته) و تَذَرْو، و قُمرى، و فاخته، و شاهین، و زرّین، و بَطّ و غیرها، گفتگوهائى دارد؛ و در ضمن حكایتها و أمثال و أندرزها أهمیت مقصود را روشن مىكند. و همچنین به هر یك از آنها مىفهماند: زندگى و عشق و راه شما مختصر و جزئى است و شما گرفتار هوى و هوس هستید؛ و جز با وصول به سیمرغ كه سلطان طیور است، كمال براى شما غیر مقدور است. و لیكن حركت و وصول به آن مستلزم گرسنگى و تشنگى، و عبور از هفت وادى خطرناك است. كه بدواً باید فكر خود را بكنید و براى این مقصود عالى همّتى عالى، و سرى نترس، و عزمى متین و استوار، و ارادهاى جازم و غیر قابل تغییر داشته باشید!
هر یك از این مرغان بهانهاى آوردند، بعضى گفتند: اصلًا سیمرغ وجود خارجى ندارد؛ افسانهاى بیش نیست. زیرا اگر حقیقتى داشت لا بدّ تا به حال در این مرور ایام، یكى از مرغان آن را مىدید؛ هیچ كس ادّعاى رؤیت آن را نكرده است.
بعضى گفتند: این راه مشكل است؛ و نتیجهاش هلاكت است. و دلیل بر این آن است كه: شاید تا به حال هزاران پرنده به سراغ سیمرغ رفته باشند؛ و یكى از آنها هم نرسیده باشد؛ و همه در این وادىهاى خطرناك جان سپرده باشند.
هدهد گفت: جان دادن در راه چنین سلطانى ارزش دارد. اگر مُردیم در طریق عزّ و شرف مُردیم، در راه وصول به جانِ جانان مُردیم؛ و اگر هم زنده ماندیم، به وصال او سرافراز شدهایم، زیرا صفات او چنین و چنان است؛ عقل و خیال هیچ طائر بلندپروازى، به مقام شامخ او نمىرسد و ...
هدهد بعد از معرّفى خودش كه: من سالها با سلیمان بودهام؛ و من راهنماى طریقم؛ و حتماً باید با من حركت كنید، تا از این بَوادى خطیر عبور كنیم؛ و به او

