اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب نفیس «مهرتابان» اثر گرانسنگ علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه، یادنامۀ علمی و اخلاقیِ عالم ربّانی علامه سید محمدحسین طباطبائی رضوان‌الله‌علیه می‌باشد و پیرامون جامعیت ایشان در علم و عمل، و اخلاق و عرفان به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این اثر:  بخش اول: زندگینامه علامه طباطبائی و روش علمی ایشان؛ شامل مطالبی چون:  • تربیت عرفانی علامه نزد آیة‌الله قاضی رضوان‌الله‌علیهما  • روش علامه طباطبائی در حکمت و فلسفه، و عرفان و اخلاق  • استاد بودنِ علامه در عقل و قلب و شرع  • ضرورت فلسفه در فهم روایات اصولی  • بحث علامه دربارۀ وحدت بالصرافۀ ذات حق   • سبب تعطیلیِ تعلیقات علامۀ طباطبائی بر «بحارالأنوار»  • مزایا و جامعیتِ تفسیر «المیزان» و لزوم تدریس آن  • تواضع علامه نسبت به ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • بخش دوم: مصاحبات مرحوم مؤلف با علامه در ابحاث مختلف:   • ابحاث قرآنی: شاملِ مباحثی همچون تفسیر آیۀ «عَبَسَ وَ تَوَلَّى‏»، پیرامون حروف مقطّعۀ سوره‌ها، مراد از نعمت در قرآن.  • ابحاث فلسفی: شاملِ مباحثی چون نفی تثلیث، تشکیک وجود نزد حکماء و عرفاء، بحثی دامنه‌دار پیرامون فناء یا بقای عین ثابت هنگام فنای ذاتی سالک  • ابحاث عرفانی و اخلاقی: شامل مباحثی چون کیفیت نزول وحی، حالات توحیدی مرحوم قاضی رضوان‌الله‌علیه  • ابحاث علمی: شاملِ مباحثی چون خلقت اولین مخلوق، و خلقت روح و ملائکه، کیفیت تأثیر دعا، پیرامون عالَم برزخ، راجع به حروف أبجد و اقسام آن، راجع به طیّ‌الأرض.  • ابحاث تاریخی: شاملِ مباحثی چون ناسخ بودن دین اسلام، کیفیت کتابت قرآن، مناسب‌تر بودن «مَلِکِ یوم‌الدین» در سورۀ حمد، تاریخچه جمع‌آوری قرآن، عدم تحریف قرآن، کیفیت نزول تورات و انجیل.

سرای جاوید

مهر تابان

83
  • بخواهند روبرو باشند. تا موقع نماز مغرب شد. من سجّاده براى ایشان و یكى از همراهان كه پرستار و مراقب ایشان بود پهن كردم و از اطاق خارج شدم كه خودشان به نماز مشغول شوند، و سپس من داخل اطاق شوم و بجماعتِ اقامه شده اقتدا كنم؛ چون مى‌دانستم كه اگر در اطاق باشم ایشان حاضر براى امامت نخواهند شد.

  •  قریب یك رُبع ساعت از مغرب گذشت. صدائى آمد، و آن رفیق همراه مرا صدا زد، چون آمدم گفت: ایشان همینطور نشسته و منتظر شما هستند كه نماز بخوانند.

  •  عرض كردم: من اقتدا مى‌كنم! گفتند: ما مُقتدى هستیم!

  •  عرض كردم: استدعا میكنم بفرمائید نماز خودتان را بخوانید! فرمودند: ما این استدعا را داریم.

  •  عرض كردم: چهل سال است از شما تقاضا نموده‌ام كه یك نماز با شما بخوانم تا بحال نشده است؛ قبول بفرمائید! با تبسّم ملیحى فرمودند: یك سال هم روى آن چهل سال.

  •  و حقّاً من در خود توان آن نمى‌دیدم كه بر ایشان مقدّم شده و نماز بخوانم، و ایشان بمن اقتدا كنند؛ و حالِ شرم و خجالت شدیدى بمن رخ داده بود.

  •  بالاخره دیدم ایشان بر جاى خود محكم نشسته و بهیچوجه من الوجوه تنازل نمى‌كنند؛ من هم بعد از احضار ایشان صحیح نیست خلاف كنم، و به اطاق دیگر بروم و فُرادى نماز بخوانم.

  •  عرض كردم: من بنده و مطیع شما هستم؛ اگر امر بفرمائید اطاعت مى‌كنم!

  •  فرمودند: امر كه چه عرض كنم! امّا استدعاى ما این است!

/ 0