کتاب نفیس «مهرتابان» اثر گرانسنگ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللهسرّه، یادنامۀ علمی و اخلاقیِ عالم ربّانی علامه سید محمدحسین طباطبائی رضواناللهعلیه میباشد و پیرامون جامعیت ایشان در علم و عمل، و اخلاق و عرفان به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این اثر: بخش اول: زندگینامه علامه طباطبائی و روش علمی ایشان؛ شامل مطالبی چون: • تربیت عرفانی علامه نزد آیةالله قاضی رضواناللهعلیهما • روش علامه طباطبائی در حکمت و فلسفه، و عرفان و اخلاق • استاد بودنِ علامه در عقل و قلب و شرع • ضرورت فلسفه در فهم روایات اصولی • بحث علامه دربارۀ وحدت بالصرافۀ ذات حق • سبب تعطیلیِ تعلیقات علامۀ طباطبائی بر «بحارالأنوار» • مزایا و جامعیتِ تفسیر «المیزان» و لزوم تدریس آن • تواضع علامه نسبت به ائمۀ معصومین علیهمالسلام • بخش دوم: مصاحبات مرحوم مؤلف با علامه در ابحاث مختلف: • ابحاث قرآنی: شاملِ مباحثی همچون تفسیر آیۀ «عَبَسَ وَ تَوَلَّى»، پیرامون حروف مقطّعۀ سورهها، مراد از نعمت در قرآن. • ابحاث فلسفی: شاملِ مباحثی چون نفی تثلیث، تشکیک وجود نزد حکماء و عرفاء، بحثی دامنهدار پیرامون فناء یا بقای عین ثابت هنگام فنای ذاتی سالک • ابحاث عرفانی و اخلاقی: شامل مباحثی چون کیفیت نزول وحی، حالات توحیدی مرحوم قاضی رضواناللهعلیه • ابحاث علمی: شاملِ مباحثی چون خلقت اولین مخلوق، و خلقت روح و ملائکه، کیفیت تأثیر دعا، پیرامون عالَم برزخ، راجع به حروف أبجد و اقسام آن، راجع به طیّالأرض. • ابحاث تاریخی: شاملِ مباحثی چون ناسخ بودن دین اسلام، کیفیت کتابت قرآن، مناسبتر بودن «مَلِکِ یومالدین» در سورۀ حمد، تاریخچه جمعآوری قرآن، عدم تحریف قرآن، کیفیت نزول تورات و انجیل.
مهر تابان
92...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] نيم شب از خانه گريزان شدم ** گاهِ سحر سوى گلستان شدم
گاهِ بهار و شب مهتاب بود ** خرگه گُل بود و لب آب بود
جشن بُد و شيوه سرو و سمن ** كرده پر از غلغله صحن چمن
بر سر هر بوته گلى، گل زدند ** پاى سمن زيور سنبل زدند
نغزْ نسيمى كه ز خاور وزد ** خود لب گل، گل لب نسرين گزد
رقص كنان نسترن و ياسمن ** چنگ زنان، چنگ زنان چمن
تازه عروسان چمن گرم ناز ** پرده در افتاده برون جسته راز
مرغ سحر هر چه به دل راز داشت ** چون نىِ بى خويش در آواز داشت
ما بغُنوديم بيك كُنج باغ ** من خودم و شيشه و جام و چراغ
ليك دلم چون خم مى جوش داشت ** شاهد اندوه در آغوش داشت
بسته لب و ديده و گوش از جهان ** گرمْ سر از تابش سوز نهان
چشم و لبى را كه ز غم بسته بود ** گريه گهى خنده گهى مىگشود
ديدم و پروانه به گرد چراغ ** گردد و بزمى است دگر سوى باغ
ليك سراسر همه خاموشى است ** جلوه گه راز، فراموشى است
در دو سر باغ دو تا جان فروش ** اين بطواف آمده آن در خروش
عالم پروانه همه راز بود ** عالم بلبل همه آواز بود
گفت به پروانه خامش، هَزار ** هان تو هم از سينه نوائى بيار
با دل پر سوز ترا تب سزاست ** در جلوى ناز نيازت رواست
گفت به مرغ سحر آرام شو ** بسته دامى، برو و رام شو
راستى ار عاشق دل رفتهاى ** اين همه از بهر چه آشفتهاى
گفت مرا يار بدينسان كند ** بى خود و بى تاب و پريشان كند
گفت بگو زنده چرا ماندهاى ** تخم وفا گر به دل افشاندهاى
صاعقه عشق به هر جا فتاد ** نام و نشان سوخته بر باد داد
يا به دل انديشه جانان ميار ** يا به زبان نام دل و جان ميار
[ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] نيم شب از خانه گريزان شدم ** گاهِ سحر سوى گلستان شدم

